در جشنواره بسیج هنگامی که داوران نامم را خواندندکمی مکث کردم و گفتم شاید طوبی رحمان نیا دیگری هم باشد اما شخص کناری ام گفت: «خانم رحمان نیا با شما هستند» و من با ناباوری رفتم و جایزه دوم بازیگری را گرفتم. طوبی رحمان نیا معروف به «خانم شاد»، ۱ فروردین ۱۳۵۳ در محله فلکه […]
طوبی رحمان نیا معروف به «خانم شاد»، ۱ فروردین ۱۳۵۳ در محله فلکه گاز رشت چشم به جهان گشود. دیپلم خود را در رشته فرهنگ و ادب گذراند.وی فعالیت هنری خویش را از سال ۸۹ به صورت حرفه ای با سریال «ب مثل باجناق ف مثل فامیل» به کارگردانی علی حلوی شروع کرده است و پس از آن چندین کار تئاتر، تئاتر خیابانی، طنز و سریال را اجرا کرده است.
بازی در آیتم نمایش خانگی خانواده دلگرم در برنامه ی خانه مهر، برنامه ی برق و ایمنی به کارگردانی آقای حسین خیر اندیش، کسب دیپلم افتخار از جشنواره فجر، کسب مقام دوم بازیگری زن از جشنواره کرمانشاه،کسب مقام سوم بازیگری زن از جشنواره تبریز، تقدیر عزت الله انتظامی در جشنواره ماه، تقدیر در جشنواره های مقاومت، ایثار، فتح خرمشهر وسریال های اینک زندگی، کوچه زمرد، خرم گبان، تله فیلم دختر هویزه به کارگردانی حسین قاسمیو چندین فیلم کوتاه و کلیپ در انجمن سینمای جوان رشت از جمله نقش آفرینی های طوبی رحمان نیا است.
خانم رحمان نیا چرا در بین هنرمندان لقب «خانم شاد» را به خود اختصاص داده اید؟!
دلیل اول بخاطر همسرم بود زیرا فامیلی ایشان شاد هست و همیشه پشتوانه محکمی برایم در هنر و بازیگری است و شاید از آنجایی که حتی در اوج سختی ها سعی می کنم با لبخند با موضوع برخورد کنم به این لقب معروف شدم.
چرا و چگونه کار بازیگری را شروع کردید ؟
من همیشه از دوران کودکی علاقه مند به کار بازیگری بودم و این هنر را خیلی دوست داشتم اما بنا به دلایلی و مخالفت های خانواده ام نتوانستم به هدفم برسم اما پس از ازدواج هنگامی که می خواستم دخترم را که یک کودک ۷ ساله بود در کلاس های بازیگری ثبت نام کنم مدیریت آموزشگاه از آنجایی که زبان گیلکی را خوب صحبت می کردم پیشنهاد طی کردن یک دوره بازیگری را داد که با موافقت و همراهی همسرم به هدف دیرینه خودم رسیدم.
دوره ای را خدمت جناب آقای علی حلوی گذراندم و ایشان استاد بنده بودند و بعد از مدتی که هنرجویی بنده تمام شد از طرف جانب آقای علیزاده به گروه هنری تئاتر جهش به سرپرستی جناب آقای مجید کاظم زاده مژدهی و با همکاری جناب آقای محمد رسایلی و تعدادی از دوستان که در این گروه فعالیت میکنند معرفی شدم. همیشه خدا را شکر می کنم که توانستم به علاقه ی دوران کودکی خود برسم زیرا من عاشق تئاتر هستم و اگر تئاتر نباشد من زنده نیستم.
*دوست دارم نقش یک زن خلافکار را تجربه کنم
دوست دارید چه نقشی را بازی کنید که تا به حال در آن موقعیت قرار نگرفته اید؟
خیلی دوست دارم در تئاتر نقش یک مرد را بازی کنم از این مردهای کوچه و بازاری نه! بلکه مردی که دارای درک و فهم و شعور بالاست و البته بازی کردن در نقش یک زن زندانی و خلافکار نیز از مواردی است که دوست دارم تجربه اش کنم.
کاراکتر مورد علاقه شما؟
بنده نقش مادر را خیلی دوست دارم و فوق العاده عاشق این نقش هستم و از نظر کارهای کمدی و کمدی درام نقش خواهر شوهر را خیلی دوست دارم. در نقشی را قبول می کنم با آن ارتباط داشته باشم و این ارتباط به مخاطب انتقال پیدا کند زیرا در بازیگری همیشه کارگردان نباید نقش ها را تشریح کند بلکه یک بازیگر باید خودش تکنیک هایی برای خود داشته باشد تا بتواند یک اجرای خوب داشته باشد و به کارگردان پیشنهاد بدهد نه متن را بگیرد و اجرا کند.
بازیگران مورد علاقه ی شما؟
من همیشه به سینمای ایران افتخار کرده ام نه سینمای تجاری. از بازیگران استانی خانم نسرین بابائی و آقای محمّد رسایلی و از بازیگران کشوری خانم ها نیکی کریمی، پانته آ بهرام، نسرین مقانلو، گوهرخیراندیش و آقایان پرویز پرستویی، رضا عطاران، مسعود رایگان و حمید ابراهیمی.
چطور به جشنواره فجر راه پیدا کردید؟
در جشنواره سراسری کرمانشاه کار اجرای تئاتری به نام «آسمان روزهای ابری» را داشتیم که توانستیم مقام اول بازیگری مرد، مقام اول کارگردانی، مقام دوم بازیگری زن، مقام اول نویسندگی و مقام دوم طراحی صحنه را کسب کنیم یعنی به عبارتی ۴ جایزه طراز اول یک کار را گرفتیم. در اجرای تئاتر جایزه ملاک نیست هدف همه اجرای صحیح و اصولی است و از آنجایی که ما واقعا تلاش کردیم کار ما توانست به جشنواره بسیج راه پیدا کند که در آن جا ما توانستیم دیپلم افتخار، سیمرغ بلورین و ۳ میلیون تومان جایزه نقدی دریافت کنیم و این کار بهترین کار از نظر سازمان بنیاد شهید شناخته شد و قرار است برای جشنواره ایثار اجرا شود.
*باورم نمیشد جایزه جشنواره فجر را گرفتم
بهترین و بدترین خاطره دوران بازیگری؟
برای یک بازیگر زیباترین لحظه لحظه ای است که در یک جشنواره باشد و هنرمندانی را که هر روز در قاب تلویزیون می بیند و دوستشان دارد از نزدیک ببیند. زمانی که به جشنواره فجر رفتم هنگامی که داوران نام من را خواندند. کمی مکث کردم و گفتم شاید طوبی رحمان نیا دیگری هم باشد و چرا من را صدا کردند هنگامی که بار دوم نام من را خواندند شخص کناری ام به من گفت خانم رحمان نیا با شما هستند و من با نا با وری رفتم و جایزه دوم بازیگری را گرفتم و از همان جا که از پله ها آمدم پایین همینطور اشک می ریختم و خدا را شکر می کردم و احساس کردم که نتیجه تلاش های خودم را دارم می بینم.
بدترین خاطره دوران بازیگری بنده پس از پایان دوره هنریم بود و درست بعد از زمانی که کلاس هایم تمام شده بود در واقع تازه کار بودم، خب یک سری اطلاعات تجربی به دست می آید که من آن زمان نداشتم و هنرجو باید با خواندن کتاب های تخصصی و تجربه در کار به آن مهارت ها برسد و در واقع خاطره بدم در اولین کار تئاترم به نام «جن هایی که سال اسب می آیند» رقم خورد ما در آن زمان هر روز تمرین داشتیم جناب آقای مژدهی و رسایلی که جزء برادران من هستند و من خیلی چیزها را از آن ها یاد گرفتم این تمرینات فشرده و زیادم بود و گاهی اوقات واقعا خسته خسته بودم اما به خودم می گفتم که من باید این کار و این اجرا را به نحو احسنت انجام دهم حتی اگر به قیمت بیمار شدن من باشد من در آن دوران حتی بیمار هم شدم اما هیچ وقت به گروه نگفتم که بیمارم و پا به پای دوستان تمرین می کردم و تمام تلاش و فکر خودم را سر این کار گذاشتم و به دلیل اعتماد گروه به بنده تمام سعی و تلاش خودم را به کار بردم.
علت موفقیت شما در خانواده و کار چه کسانی هستند؟
در ابتدا همسرعزیزم پسر و دختر عزیزم که من را واقعا حمایت کردند و باید بگویم من جزء خانم هایی هستم که در ابتدا به نقش همسری و مادری خودم خیلی اهمیت می دهم و برایم خانواده در اولویت است سپس به کارم می رسم. خب کار ما سختی های بسیاری دارد گاهی جشنواره، بازبینی یا ترافیک کاری داریم و من همیشه سعی کردم در این زمان ها هم به خانواده خود برسم تا بخاطر کار از سایر وظایف خودم جا نمانم و هیچ وقت دوست ندارم در خانواده کلمه « اَه » را بشنوم چون فوقالعاده از این کلمه بدم می آید.
*انرژی مثبت زندگی را از خدا می گیرم
خانم شاد به چه چیزهایی علاقه داره؟
بنده عاشق مسافرتم و البته زیباترین مکانی که به من آرامش می دهد صحنه ی تئاتره است. همیشه گفته ام که دوست دارم لحظه ی مرگم سر اجرا یا تماشای تئاتر باشم.
خانم شاد انرژی مثبت خودش را از کجا دریافت میکنه که چهره همیشه خندان تئاتر گیلان هست؟
من عاشق خدا هستم و همیشه زندگی را به خودم آسان میگیرم. وقتی که صبح از خواب بیدار می شوم اول به خدا سلام می کنم و ممنونم از اینکه یک روز دیگر زنده ام و دارم زندگی می کنم. این انرژی مثبت را همیشه از خود خدا می گیرم چون اول صبح میرم تو حیاط و به خدا سلام می کنم نمی خواهم بگویم که خیلی فرد خوبی هستم نه اما سعی می کنم خدا را در همه کار های خودم در نظر بگیرم توصیه می کنم یک هفته این کار را انجام دهید صبح قبل از همه به خدا سلام بگویید و بعد ببینید که همیشه پر انرژی هستید.
* قدرت یک مادر شهید را ندارم
در آینده چه کار هایی را از شما خواهیم دید؟
در ابتدا باید بگویم آینده را خدا می داند، من نمی دانم سرنوشتم چیست! اما سرنوشت هر چه باشد قبولش می کنم زیرا همیشه معتقدم که در درونم، امید و توکل به خدا همیشه زنده است. بنده همیشه از خداوند کمک خواسته ام که راه درست را به من نشان بدهد و تا به حال هر پیشنهاد کاری که داشته ام پیشنهادات خیلی خوبی بود.
از آنجایی که بنده همیشه در انتخاب کارهای خودم حساس و دقیق هستم هیچ وقت پس از پیشنهاد کار فورا آن را قبول نمی کنم. متن نمایش را می خوانم و سپس سعی می کنم با آن شخصیت داستان ارتباط برقرار کنم و شروع به تحلیل، بررسی و تحقیقات راجع به آن شخصیت انجام می دهم تا لایه های درونی آن را بشناسم و اگر بتوانم ارتباط خوبی با آن شخصیت داستان برقرار کنم کار را قبول می کنم و اگر نتوانستم کار را قبول نمی کنم برای مثال نقش مادر را می گویم ظاهرا مادران همه یک نوع هستند اما باید بگویم خیر ما مادرانی داریم که طاقت یک تب کوچک فرزند خود را ندارند در مقابل در ۸ سال دفاع مقدس میبینید مادران شهید عزیز و بزرگواری را که ار فرزندان خود گذشتند بنده در زندگی شخصی خودم به عنوان یک مادر که فرزندم سرباز است گاهی تحمل نمی کنم و نمی توانم به پر قدرتی یک مادر شهید باشم.
توصیه شما به هنرجویان؟
تنها توصیه من به هنرجویان عزیز این است که همیشه در هر کاری اول خدا را در نظر بگیرند یعنی همیشه سعی کنند بگویند خدایا توکل بر تو تلاش از ما!
برای این که هنرجویان ما بتوانند پله های طرقی را طی کنند باید همیشه گوش شنوایی داشته باشند و چشمان تیز بین زیرا همیشه چشم و گوش هستند که خیلی از نکات را به انسان یاد می دهند. هنرجویانی که واقعا می خواهند پیشرفت کنند حاشیه ها را بگذارند کنار! سعی کنید در کار های خودتان با شخصیت ها ارتباط خوبی برقرار کنید و از متن های خوب استفاده کنید، کتاب بخوانید. مجله بخوانید. زیرا در مجله ها داستان هایی هست که واقعا جای کار و تحلیل دارد.
جمله پایانی:
دعا می کنم که خداوند یار و یاور همه مردمان جهان مخصوصا مسلمانان باشد و همیشه شاد، سلامت و کارهایشان بر وفق مراد باشد. هنرمندان عزیز ما همیشه موفق و پیروز باشند و روز به روز پله های طرقی را طی کنند و امیدوارم نگاه پر مهر و خوب خدا بر زندگی همه شما باشد.
مصاحبه از: علیرضا حسین زاده(دیار باران)
بیگ لااااااااااااااااایک داری خانم شاد