ژوئن 15, 2016
36479

اشاراتی چند درباره‌ تولیدِ مجموعه‌ تلویزیونی مولوی

به گزارش‌‌‌‌‌ندای گیلان به نقل از خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، امین صدیقی رئیس مرکز گسترش فیلمنامه نویسی رسانه ملی مطلبی تحت عنوان چرا مولوی؟ نگاشته و نسخهای از آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که متن کامل آن در ادامه میآید:در جهان کنونی فقدِ گوهر فرهنگ و معنویت، آشفتگیهای اخلاقی […]

به گزارش‌‌‌‌‌ندای گیلان به نقل از خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، امین صدیقی رئیس مرکز گسترش فیلمنامه نویسی رسانه ملی مطلبی تحت عنوان چرا مولوی؟ نگاشته و نسخهای از آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که متن کامل آن در ادامه میآید:در جهان کنونی فقدِ گوهر فرهنگ و معنویت، آشفتگیهای اخلاقی و اجتماعی دامنهداری را در پی آورده است. ادبیات فارسی (بویژه شعر) به عنوان قائمه اصلی فرهنگ ایرانِ اسلامی، از ظرفیتها و امکانات بیمانند برای یاریرسانی به گفتمان احیاء اخلاق و معنویت که نظام اسلامی پرچمدار حقیقی آن در جهان بیروح کنونی است، برخوردار میباشد. این ظرفیتها در دوره جدید جریان مجموعهسازی داستانی رسانه ملی مورد توجه قرار گرفت. با توجه به ویژگیهای شکلی و محتوایی ممتاز احوال، آثار و افکارِ مولانا جلالالدین بلخی (604-672 ه.ق.) در قیاس با دیگر قلل ادب فارسی، در این سیر و سلوک رسانهای او در صدر فهرست مفاخر ادبی و فرهنگی جای می گیرد.البته پرداختن به این ویژگیها، نه در چنین مقالی میگنجد و نه از این ناحیه متوقَع است. بل در اینجا به اقامه براهینی چند در باب این که چرا و چگونه تولیدِ سریالی درباره زندگی و آثار مولوی در دستور کار مرکزگسترش فیلم نامه نویسی قرار گرفته است، بسنده میشود.1. مثنوی به عنوان یک اثر داستانی در ردیف آثار داستانی شناخته و برتر جهان جای دارد. شیـفتگی طیف وسیعی از مخاطبان به مثنوی مولوی را میتوان به عنوان بسـتری آماده بـرای جـــــذب مخاطبان جهانی مورد توجه قرار داد.2. آثار مولوی متضمنِ مضامین و درونمایههای والای معنوی و عرفانی است، اما این جنبه از آثار مولوی در جهان هماره در معرض تفسیرهای ناروا قرار داشته است؛ تفسیرهایی که در آنها جهد و کوشش برای شکلدهی و برسازی گونهای نگره التقاطی مشهود است.3. در صد سال اخیر، کشورهای برآمده از محدوده جغرافیای فرهنگی (و بعضا سیاسی) ایرانزمین، تلاشهای علمینمای بسیاری را در جهت نسبسازی برای مفاخر فرهنگی و ادبی ایران مصروف کردهاند. در نتیجه این تلاشهاست که در غرب، مولانا را به نام رومی و شاعری اهل ترکیه می شناسند و اغلب آثار وی به وساطت برگردانهای نه چندان دقیقِِ ترکی استانبولی به زبانهای دیگر ترجمه میشود.4. به دلیل آشفتهنگاریهای شرقشناسان و مولوی پردازان، در یکی- دو دهه اخیر فرقهها و طریقتهای منتسب به مکتب مولوی در کشورهای جهان (بویژه غرب) فزونی یافته است. درخوانش غربی، مولوی نه به عنوان عارف و شاعری مسلمان، بلکه به عنوان یک عارف زمینی که به هیچ دین و آیینی مقید و معتقد نیست و خود پیامآور عشق و دوستی (به معنای غربی آن) است، تقدیس میشود. (میتوان فهمید که الگوهای انحرافی چون اوشو دقیقا براساس آموزههای برساخته به نام مولوی، زاده میشوند.)5. در سالهای اخیر، در غرب، تلاشهایی گسترده برای ساخت فیلموسریال درباره زندگی مولوی و شمس ( با رویکرد غربی/ انحرافی) آغاز شده است. (نگارش فیلم نامه مولانا در هالیوود توسط دیوید فرانزونی از آن جمله است.) بیشک این تلاشها پیش از هر چیزی به شیفتگی صدها میلیون مخاطب مسلمان و غیرمسلمان مستظهر است.6. معرفی صحیح مفاخر ایران اسلامی (و آثار و آموزههای آنان) به عنوان الگوهای شایسته برای زیست معنوی واخلاقی در شرایط کنونی جهان از اولویتهای رسانه ی ملی است. بر این اساس، شناساندن چهرهی واقعی این شاعر و داستانپرداز مسلمانِ ایرانیِ دوستدار اهل بیت و متأثر از آموزههای کلامی و فلسفی و عرفانی شیعه(به تعبیر رهبرفرزانه انقلاب) هدف اصلی این پروژه است.گرچه اندیشه آغازینِ تولید این مجموعه، منبعث از نیاز و انگیزه ای جهانی و مبتنی بر آماج و آرمانی برونمرزی بود، اما تصحیح تفسیرهای انحرافی درباره حیات و اندیشه وآثار مولوی، میتواند به تحدیدِ تکاپوی دکاندارانِ مبلّغِ شبهعرفانهای الحادی و انحرافیِ منتسب به مولوی در داخل کشور نیز یاری رساند.انتهای پیام/