ابریشم گیلان زیر سایه خام فروشی؛ زنجیرهای که باید در استان تکمیل شود
رشت- اگرچه گیلان از مزیتهای طبیعی و تاریخی قابل توجهی در صنعت ابریشم برخوردار است، اما تداوم فروش پیله و نخ خام اجازه نداده ارزش واقعی این محصول در داخل استان شکل بگیرد. خبرگزاری مهر، گروه استان ها: ابریشم برای گیلان تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از هویت اقتصادی و فرهنگی این استان است […]
رشت- اگرچه گیلان از مزیتهای طبیعی و تاریخی قابل توجهی در صنعت ابریشم برخوردار است، اما تداوم فروش پیله و نخ خام اجازه نداده ارزش واقعی این محصول در داخل استان شکل بگیرد.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها: ابریشم برای گیلان تنها یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از هویت اقتصادی و فرهنگی این استان است که نسلهای متوالی از طریق آن امرار معاش کردهاند و نام گیلان را با نوغانداری، توتستان و پیله های ابریشم گره زدهاند، اما امروز این صنعت در نقطهای قرار گرفته که ادامه مسیر آن با شیوههای سنتی نمیتواند پاسخگوی نیاز بازارهای جدید باشد.
سالهاست بخش مهمی از زنجیره ابریشم در گیلان در مرحله تولید پیله و تا اندازه ای نخ متوقف شده است؛ در حالی که ارزش اصلی این محصول در حلقههای بعدی زنجیره یعنی ریسندگی، بافندگی، طراحی، تولید پوشاک و محصولات لوکس، بستهبندی، برندسازی و دسترسی مستقیم به بازار مصرف ایجاد میشود.
در واقع، مسئله امروز صنعت ابریشم گیلان صرفاً افزایش تولید نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه میتوان ارزش اقتصادی محصولی را که با دانش و تجربه نوغانداران گیلانی تولید میشود، در داخل استان حفظ و آن را به یک محصول رقابتپذیر مانند منسوجات ابریشمی در بازارهای بینالمللی تبدیل کرد.
بازار جهانی ابریشم نیز دیگر تنها به خرید و فروش نخ و الیاف محدود نیست. ابریشم در صنایع پوشاک لوکس، منسوجات خاص، صنایع دستی، طراحی مُد و طیفی از محصولات با ارزش افزوده بالا مورد استفاده قرار میگیرد و همین موضوع فرصت قابل توجهی برای کشور هایی ایجاد کرده که بتوانند از مزیت تولید خام عبور کرده و به سمت ایجاد برند و ارزش افزوده حرکت کنند.
برآوردهای مطرح شده از گردش مالی صدها میلیون دلاری در بخش های مختلف زنجیره ابریشم نشان میدهد که بازار پیش رو، بازاری صرفاً برای تولید کنندگان بزرگ نیست؛ بلکه برای محصولاتی که اصالت، کیفیت، هویت جغرافیایی و داستان تولید مشخص دارند نیز ظرفیت قابل توجهی وجود دارد.
گیلان از این منظر مزیت های مهمی دارد؛ اقلیم مناسب، سابقه طولانی نوغانداری، دانش بومی، نیروی انسانی ماهر، ظرفیتهای صنایع دستی و گردشگری، و حتی کارخانجات ریسندگی، که البته بدلایلی با کمتر از نصف ظرفیت کار می کنند و یا در آستانه تعطیلی قرارگرفته اند، مجموعهای از فرصتها را پیش روی استان قرار داده است. با این حال، تبدیل این مزیتها به درآمد پایدار نیازمند تغییر نگاه از «تولید محصول» به «مدیریت زنجیره ارزش» است.
محمود هوشیار فرد، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان در گفتگویی|titleonly خبرنگار مهر با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت صنعت ابریشم اظهار کرد: ظرفیت ابریشم گیلان بسیار بیشتر از چیزی است که امروز در بخش تولید پیله (و نخ خام) مشاهده میکنیم و اگر زنجیره ارزش این محصول تکمیل شود، میتوان ارزش اقتصادی بسیار بیشتری از آن ایجاد کرد.
وی افزود: باید نگاه ما به ابریشم از یک محصول کشاورزی به یک محصول اقتصادی با زنجیره ارزش گسترده تر تغییر کند؛ یعنی تولید پیله فقط نقطه آغاز باشد و فرآوری، ریسندگی، بافندگی، طراحی، بسته بندی و بازاریابی نیز همزمان مورد توجه قرار گیرند.
بازار جهانی؛ فرصت بزرگی که نباید از دست برود
هوشیارفرد با اشاره به ظرفیت بازار جهانی ابریشم بیان کرد: بازار ابریشم تنها بازار الیاف نیست و بخش مهمی از ارزش آن در محصول نهایی و به ویژه کالاهای لوکس ایجاد میشود.
وی ادامه داد: زمانی که نخ ابریشم تبدیل به منسوجاتی از قبیل پارچه، شال، پوشاک، فرش یا یک محصول طراحیشده میشود، ارزش آن چند برابر محصول خام خواهد بود و همین مسئله نشان میدهد که بخش اصلی سود در انتهای زنجیره قرار دارد.
این کارشناس ارشد کشاورزی با بیان اینکه رقابت با کشورهای بزرگ تولید کننده از مسیر کاهش قیمت امکانپذیر نیست، گفت: کشورهایی مانند چین و هند از مقیاس تولید بسیار بالایی برخوردارند و اگر بخواهیم در حوزه قیمت با آنها رقابت کنیم، عملاً امکان رقابت برای تولید کننده ایرانی بسیار محدود خواهد بود.
وی افزود: راهکار این است که ابریشم ایران و به ویژه ابریشم گیلان را از یک کالای معمولی به محصولی با ارزش افزوده بالا مانند پارچه یا فرش ابریشمی تبدیل کنیم؛ محصولی که مشتری به دلیل کیفیت، اصالت، هویت جغرافیایی حاضر باشد برای آن قیمت بیشتری پرداخت کند.
گیلان باید از تولید سنتی به تولید هوشمند حرکت کند
هوشیار فرد یکی از الزامات تحول صنعت ابریشم را هوشمندسازی زنجیره تولید دانست و گفت: هوشمند سازی به معنای کنار گذاشتن تجربه و دانش بومی نیست، بلکه باید فناوری را در کنار دانش تولید کنندگان قرار داد تا ریسک تولید کاهش پیدا کرده و کیفیت افزایش یابد.
هوشیار فرد اظهار کرد: به دلیل اینکه تغییرات کوچک دما و رطوبت میتواند بر چرخه پرورش کرم ابریشم اثر بگذارد، مدیریت هوشمند محیط پرورش اهمیت بسیار زیادی دارد.
وی افزود: سیستم های خودکار تنظیم دما و تهویه، ابزارهای پایش محیط و فناوریهای تشخیص زودهنگام بیماری های خطرناک کرم ابریشم میتوانند از گسترش بیماری و نابودی بخش بزرگی از تولید جلوگیری کنند.
هوشیار فرد گفت: بازارهای جهانی به ویژه بازارهای لوکس به دنبال محصولی هستند که منشأ آن مشخص باشد و مشتری بداند کالایی که خریداری میکند دقیقاً از کجا آمده و چه فرآیندی را طی کرده است.

این کارشناس ارشد کشاورزی افزود: میتوان برای هر محصول ابریشمی یک شناسنامه دیجیتال ایجاد کرد تا خریدار با استفاده از یک کد مشخص بتواند مسیر تولید را از توتستان تا برداشت پیله، ریسندگی و تولید محصول نهایی مشاهده کند.
به گفته وی، چنین ساز و کاری فقط یک ابزار فناوری نیست، بلکه میتواند اعتماد مشتری را به ارزش اقتصادی تبدیل کند.
«ابریشم گیلان» باید به یک برند تبدیل شود
هوشیار فرد یکی دیگر از حلقه های مفقوده زنجیره ابریشم را برندسازی دانست و گفت: ابریشم گیلان باید از یک نام شناختهشده در داخل کشور به یک برند معتبر در بازارهای بینالمللی تبدیل شود.
وی با بیان اینکه برندسازی صرفاً طراحی یک لوگو نیست، افزود: برند یعنی ایجاد یک هویت مشخص که مشتری حاضر باشد به دلیل آن هزینه بیشتری پرداخت کند.
وی بیان کرد: محصولی که از چنین هویتی برخوردار باشد، دیگر صرفاً یک نخ یا پارچه نیست، بلکه بخشی از یک داستان و میراث فرهنگی است و همین موضوع میتواند در بازار های لوکس مزیت ایجاد کند.
این کارشناس ارشد کشاورزی با تأکید بر اهمیت نشان جغرافیایی اظهار کرد: ثبت نشان جغرافیایی و ایجاد نظام استاندارد میتواند مانع از آن شود که محصولات بیکیفیت با نام ابریشم گیلان عرضه شوند.
هوشیار فرد ادامه داد: استاندارد سازی علاوه بر حمایت از برند، تولید کننده را نیز مجبور میکند کیفیت محصول را در یک سطح مشخص حفظ کند و این مسئله در بلندمدت به نفع کل زنجیره خواهد بود.
بستهبندی؛ جایی که محصول خام به کالای لوکس تبدیل میشود
وی بسته بندی را یکی دیگر از حلقه های مهم برندسازی عنوان کرد و گفت: وقتی قرار است محصول ابریشمی وارد بازارهای لوکس شود، بستهبندی بخشی از خود محصول محسوب میشود.
هوشیار فرد افزود: استفاده از بسته بندی های مناسب، زیبا و سازگار با محیط زیست میتواند هویت ابریشم گیلان را تقویت کند و حتی میتوان از ظرفیت صنایع دستی چوبی و هنرهای بومی استان در این بخش استفاده کرد.
این کارشناس ارشد کشاورزی با اشاره به ضرورت پیوند ابریشم با صنایع خلاق اظهار کرد: باید میان نوغانداران، کارگاههای فرآوری، طراحان لباس، هنرمندان، صنایع دستی و فعالان حوزه مُد ارتباط ایجاد شود تا محصول ابریشم مستقیماً به کالاهای نهایی با ارزش افزوده بالا تبدیل گردد.
آیا میتوان ابریشم ایران را گرانتر فروخت؟
هوشیار فرد در پاسخ به این پرسش که آیا ابریشم ایران میتواند با وجود رقبای بزرگ جهانی با قیمت بالاتری عرضه شود، گفت: پاسخ مثبت است، اما به شرطی که مسیر قیمتگذاری تغییر کند.
وی توضیح داد: نباید با چین، هند و دیگر تولیدکنندگان بزرگ در زمینه قیمت رقابت کنیم؛ بلکه باید از «رقابت قیمتی» به «رقابت ارزشی» حرکت کنیم.
این کارشناس ارشد کشاورزی افزود: وقتی پیله به نخ و نخ به شال، روسری، پارچه و فرش تبدیل میشود، امکان قیمت گذاری بر اساس ارزش افزوده ایجاد خواهد شد.
بازار هدف را باید هوشمندانه ندای گیلان کرد
هوشیار فرد با تأکید بر اینکه قرار نیست ابریشم گیلان به همه بازارها با یک استراتژی عرضه شود، گفت: باید بازارهای خاص و مشتریانی را هدف قرار داد که برای کیفیت و اصالت محصول مانند فرش ابریشمی ارزش قائل هستند.
به گفته وی، میتوان برای محصولات مختلف نیز استراتژی های متفاوت قیمتگذاری در نظر گرفت؛ محصولی که برای مصرف عمومی تولید میشود قیمت رقابتی داشته باشد و محصول طراحی شده و یا تولید محدود مانند فرش با قیمت بالاتری عرضه شود.
حذف واسطهها و بازگشت سود به تولید کننده
وی یکی دیگر از مشکلات زنجیره فعلی را واسطه ها دانست و اظهار کرد: هرچه فاصله تولیدکننده با مصرفکننده نهایی بیشتر باشد، سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول کاهش پیدا میکند.
هوشیار فرد گفت: ایجاد پلتفرمهای تخصصی فروش و تجارت الکترونیک میتواند امکان ارتباط مستقیم تولید کنندگان با خریداران، طراحان و حتی بازارهای خارجی را فراهم کند.
وی افزود: در چنین شرایطی، اطلاعات مربوط به محصول، قیمت، کیفیت و منشأ آن شفافتر خواهد شد و بخش بیشتری از ارزش اقتصادی به خود تولیدکننده باز میگردد.
هوشیار فرد معتقد است اگر این حلقهها به یکدیگر متصل شوند، ابریشم گیلان میتواند از یک محصول سنتی به یک ظرفیت اقتصادی مدرن تبدیل شود.

واردات نخ ابریشم؛ مانع رونق نوغانداری در گیلان
«سعید رحمتزاده» نماینده مردم صومعه سرا در مجلس در گفتگویی|titleonly خبرنگار مهر با اشاره به ظرفیتهای شهرستان صومعهسرا در حوزه نوغانداری اظهار کرد: یکی از داشتههای پرافتخار گیلان که در شهرستان صومعهسرا به صورت متمرکز، زنجیره فعالیت آن وجود دارد، صنعت ابریشم است و تاریخ بازرگانی مردم این منطقه نیز با پرورش کرم ابریشم و تجارت ابریشم گره خورده است.
وی افزود: مداخلات ناصحیح دولتهای گذشته و برخی تصمیمات برای تسهیل واردات نخ ابریشم در سال ۱۳۷۹ موجب شد پرورش کرم ابریشم و بازرگانی ابریشم رونق و مزیت گذشته خود را از دست بدهد و واردات نخ ابریشم آسیب جدی به این فعالیت اقتصادی و کشاورزی در منطقه وارد کرد.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس با اشاره به تلاشها برای فعالسازی شرکت صنایع ابریشم گیلان در صومعهسرا گفت: با اهتمام استاندار گیلان و مدیران دستگاههای مربوطه، فعالسازی این مجموعه در دستور کار قرار گرفته و خوشبختانه چرخهای صنعت ابریشم در صومعهسرا دوباره به حرکت درآمده است.
تعرفه واردات نخ ابریشم افزایش مییابد
رحمتزاده با اشاره به رایزنی با معاون وزیر و رئیس سازمان توسعه تجارت ادامه داد: مقرر شده تعرفه واردات نخ ابریشم افزایش پیدا کند و به جای واردات نخ، پیله ابریشم وارد کشور شود تا فرآوری و اقدامات مرتبط با آن در داخل انجام شود.
وی تصریح کرد: این رویکرد میتواند زمینه ایجاد اشتغال پایدار، تقویت تولید ملی و استفاده بیشتر از ظرفیتهای داخلی را فراهم کند.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس با بیان اینکه توسعه نوغانداری نیازمند احیای توتستانهاست، گفت: حدود ۷۰۰ هکتار توتستان در شهرستان صومعهسرا در گذشته در خدمت فعالیتهای مرتبط با پرورش کرم ابریشم و نوغانداری بوده است که باید با تصمیمات صحیح و همکاری دستگاههای مربوطه، این اراضی به تدریج به شرایط گذشته بازگردند.
فاصله درآمد و هزینه، دغدغه نوغانداران
رحمتزاده با اشاره به گلایه نوغانداران درباره فاصله میان هزینههای تولید و درآمد حاصل از فروش پیله اظهار کرد: زمانی میتوان به اقتصاد یک محصول کمک کرد که تنظیمگری مناسب در مقررات دولتی و قانونگذاری، حمایت از تولید، ارائه تسهیلات ارزانقیمت و کاهش هزینههای تولید در دستور کار قرار گیرد.
وی افزود: افزایش پلکانی تعرفه واردات نخ ابریشم، جایگزینی واردات پیله به جای نخ و تأمین تسهیلات ارزانقیمت برای نوغانداران از جمله اقداماتی است که میتواند به رونق دوباره این فعالیت کمک کند.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس با تأکید بر ضرورت استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان گفت: در کنار حمایتهای اقتصادی، باید از توان شرکتهای دانشبنیان و مراکز پژوهشی برای افزایش بهرهوری در فعالیتهای کشاورزی و نوغانداری استفاده شود.
ضرورت خروج صنعت ابریشم از وضعیت سنتی
رحمتزاده با بیان اینکه صنعت ابریشم در شرایط کنونی با کمفروغی و کمرونقی مواجه است، افزود: اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، نوغانداری بیش از گذشته به یک فعالیت سنتی و خانوادگی تبدیل خواهد شد، در حالی که باید این ظرفیت را به یک فعالیت اقتصادی، صنعتی و تجاری پایدار تبدیل کنیم.
وی یکی از مشکلات گذشته صنعت ابریشم را وابستگی بیش از حد به فرش ابریشم دانست و گفت: فرش ابریشم که شناسنامه ایران محسوب میشود، میتواند یکی از محصولات این صنعت باشد اما نباید همه ظرفیت ابریشم به این محصول محدود شود.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس اضافه کرد: توسعه سایر فرآوریها و تولید محصولات جدید بهویژه در حوزههای بهداشتی و دارویی میتواند به رونق اقتصاد ابریشم در شمال کشور و استان گیلان کمک کند.
رحمتزاده با اشاره به ظرفیتهای متنوع کشاورزی گیلان گفت: یکی از اشکالات اساسی اقتصاد استان، خامفروشی محصولات است و هر اندازه سیاستهای دولت به سمت ایجاد صنایع تبدیلی، فرآوری و بستهبندی حرکت کند و تسهیلات، مجوزها و مشوقهای لازم در اختیار فعالان قرار گیرد، میتوان از این وضعیت فاصله گرفت.
وی ادامه داد: گیلان در محصولاتی مانند صنوبر، برنج، چای، زیتون، فندق و تنباکو ظرفیتهای قابل توجهی دارد و وجود بنادر شمالی کشور و منطقه آزاد انزلی نیز میتواند نقش پیشران در توسعه اقتصادی و صادرات محصولات فرآوریشده به کشورهای همسایه ایفا کند.
تشکیل کارگروه احیای صنعت ابریشم ضروری است
ظرفیت صنعت ابریشم گیلان در نهایت به یک واقعیت ساده بازمیگردد؛ هیچ برند جهانی بدون تولید باکیفیت و مستمر شکل نمیگیرد. اگر قرار است ابریشم گیلان در بازارهای بینالمللی جایگاهی پیدا کند، نخستین حلقه این مسیر همچنان توتستان و نوغاندار است.
بنابراین حمایت از تولید کننده، بهبود کیفیت نهال توت، مدیریت علمی توتستانها، کاهش تلفات کرم ابریشم و دسترسی به آموزش و فناوری، پایهای است که تمام مراحل بعدی باید بر آن بنا شود.
از سوی دیگر، اگر این محصول پس از تولید در قالب پیله یا نخ خام به مقصد کارخانجات بافندگی و فرش از استان خارج شود، بخش مهمی از ارزش اقتصادی آن نیز همراه با محصول از گیلان خارج خواهد شد. بنابراین تکمیل زنجیره ارزش در داخل استان نه فقط یک ندای گیلان صنعتی، بلکه یک ضرورت اقتصادی است.

گیلان؛ از میراث نوغانداری تا اقتصاد خلاق
ابریشم گیلان میتواند در نقطه اتصال چند حوزه قرار گیرد؛ کشاورزی، صنایع دستی، مُد، گردشگری، فناوری و تجارت بینالمللی. همین ویژگی هاست که آن را از یک محصول ساده کشاورزی متمایز میکند.
تولید کنندهای که امروز پیله تولید میکند، در صورت تکمیل زنجیره میتواند بخشی از یک اقتصاد بزرگتر باشد؛ اقتصادی که از توتستان آغاز میشود و در نهایت به محصولی میرسد که در یک بازار لوکس جهانی عرضه میشود.
اما تحقق این مسیر نیازمند همکاری میان دستگاههای دولتی، مراکز تحقیقاتی، تولیدکنندگان، بخش خصوصی، طراحان و فعالان تجارت است. هیچیک از این حلقهها به تنهایی نمیتواند صنعت ابریشم را به یک برند جهانی تبدیل کند.
پایان راه، پیله و نخ نیست
صنعت ابریشم گیلان امروز بیش از هر زمان دیگری به تغییر نگاه نیاز دارد؛ تغییری از «تولید برای فروش» به «تولید برای ارزشآفرینی». در این مسیر، هوشمندسازی میتواند ریسک تولید را کاهش دهد، استاندارد سازی کیفیت را تثبیت کند، رهگیری دیجیتال اعتماد بازار را افزایش دهد، برندسازی ارزش محصول را بالا ببرد و صنایع خلاق نیز راه را برای تبدیل نخ و پارچه به محصولات نهایی هموار کنند.
واقعیت این است که مزیت گیلان فقط در داشتن سابقه طولانی نوغانداری خلاصه نمیشود؛ مزیت اصلی در ترکیب دانش بومی، اقلیم مناسب، هویت فرهنگی، ظرفیت تولید و امکان پیوند این عناصر با فناوری و بازار جهانی است.
بازار جهانی برای محصولی که صرفاً ارزان باشد، رقبای قدرتمندی دارد؛ اما برای محصولی که اصالت، کیفیت، هویت و داستان داشته باشد، همچنان فرصت وجود دارد. از همین رو، مسیر آینده ابریشم گیلان را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: از پیله باید عبور کرد تا به ارزش رسید.
اگر این تغییر نگاه اتفاق بیفتد، بازار جهانی دیگر صرفاً مقصدی دور برای ابریشم گیلان نخواهد بود؛ بلکه میتواند به مقصدی واقعی برای محصولی تبدیل شود که هویت آن از توتستان های گیلان آغاز میشود و ارزش آن در بازار های جهانی تکمیل خواهد شد.
واقعیت این است که مزیت گیلان فقط در داشتن سابقه طولانی نوغانداری خلاصه نمیشود؛ مزیت اصلی در ترکیب دانش بومی، اقلیم مناسب، هویت فرهنگی، ظرفیت تولید و امکان پیوند این عناصر با فناوری و بازار جهانی است.
بازار جهانی برای محصولی که صرفاً ارزان باشد، رقبای قدرتمندی دارد؛ اما برای محصولی که اصالت، کیفیت، هویت و داستان داشته باشد، همچنان فرصت وجود دارد. از همین رو، مسیر آینده ابریشم گیلان را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: از پیله باید عبور کرد تا به ارزش رسید.
اگر این تغییر نگاه اتفاق بیفتد، بازار جهانی دیگر صرفاً مقصدی دور برای ابریشم گیلان نخواهد بود؛ بلکه میتواند به مقصدی واقعی برای محصولی تبدیل شود که هویت آن از توتستان های گیلان آغاز میشود و ارزش آن در بازار های جهانی تکمیل خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید