مرداد ۵, ۱۳۹۸
112736
0
0

بحران در روابط ایران و برزیل پس از سال ها همکاری/چرا ایران ابزار کافی برای تنبیه برزیل را ندارد؟

به گزارش ندای گیلان،خبر توقف یک‌ماهه دو کشتی باری ایرانی در برزیل به علت عدم تامین سوخت، یک نشانه مهم از یک تغییر سیاسی شگرف در صحنه سیاست برزیل است، چرخشی نسبتا بنیادین در کشوری که دو دهه چپ خوانده می‌شد و اینک تصمیم گرفته به صفوف راست پوپولیست رو به خیزش بین‌المللی بپیوندند، همانند […]

به گزارش ندای گیلان،خبر توقف یک‌ماهه دو کشتی باری ایرانی در برزیل به علت عدم تامین سوخت، یک نشانه مهم از یک تغییر سیاسی شگرف در صحنه سیاست برزیل است، چرخشی نسبتا بنیادین در کشوری که دو دهه چپ خوانده می‌شد و اینک تصمیم گرفته به صفوف راست پوپولیست رو به خیزش بین‌المللی بپیوندند، همانند امریکا و ترامپ… همه‌چیز با یک انتخابات و یک انتخاب غافلگیرکننده آغاز شد.

«ژاییر بولسونارو» نام رییس‌جمهور جدید برزیل است، ژنرال سابق ارتش و عضو حزب سوسیال لیبرال که به سیاست‌های راست سیاسی شهره است. او معتقد است محیط‌زیست فرع توسعه انسانی است و راه مبارزه با جرم و جنایت آسان‌سازی قوانین مربوط به مالکیت اسلحه است.

بولسونارو ستایشگر ترامپ است و حقوق‌شهروندی را با نگاه خود بازتعریف می‌کند. در توصیف نگاه محافظه‌کارانه او همین بس که بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی)، ویکتور اوربان (نخست‌وزیر راستگرای مجارستان) و مایک پمپئو (وزیرامورخارجه امریکا) از میهمانان شاخص مراسم تحلیفش بودند و پیام ترامپ به صورت زنده در آن مراسم قرائت شد.

حال کسی با چنین سابقه‌ای آمده است تا در قلب امریکای جنوبی که همیشه حوزه استراتژیک امریکا خوانده می‌شد و اخیرا بارها مقامات امریکا بابت نفوذ ایران و حزب‌الله به آن هشدار داده بودند، تغییرات مطلوب ایجاد کند. البته مطلوب از نظر نتانیاهو و ترامپ.

در چنین فضایی خبر توقف کشتی‌های ایرانی نمی‌تواند چندان غافلگیرکننده باشد. در توجیه شرایط شخص رییس‌جمهور برزیل مسوولان قبول می‌کنند که «ضمن اینکه امریکا بازار دوم اقتصاد برزیل است، برزیل آغوش خود را برای توسعه اقتصادی با امریکا باز کرده»، و در همین راستا رییس‌جمهور «شرکت‌های برزیلی را بابت تحریم‌های امریکا توجیه کرده».

طبیعتا در چنین فضایی که اقتصاد به عنصر سیاست آمیخته شده، تکیه بر تهدیدهای اقتصادی اگرچه موثر، اما ناکافی است. مخصوصا که درنظر بگیریم که امریکا واردکننده حدود ٢۵درصد از کل صادرات برزیل است و ایران کمتر از ٢درصد.

منتها از مجموعه اینها می‌توان به این نتیجه رسید که ایران بی‌ابزار است؟ ایران بی‌ابزار نیست، اگرچه ابزارهایش در شرایط امروز برزیل نه‌چندان قوی و استفاده از آنها نه‌چندان آسان است. شاید بتوان آنها را در سه بخش جا داد:

– ناپایداری عنصر سیاست در برزیل: تجربه سه‌دهه اخیر نشان داده که ساخت سیاسی کشور برزیل ناپایدار و تغییرات و چرخش‌ها در میان‌مدت در آن محتوم است. دولت‌های متفاوت پیاپی می‌آیند و…

در نتیجه، هیچکدام ساخت یا ساختار پیوسته همراستا با سیاست‌های خود را ندارند. این شامل دولت راستگرای ژاییر بولسونارو هم می‌شود که سیاست‌هایش در بخش‌های مختلف درگیر بوروکراسی و مخالفت و فرسایش می‌شود و درنهایت تعدیل می‌شود.

مصداقا درمورد ماجرای دو کشتی، با وجود دخالت مستقیم رییس‌جمهور برای اجرای تحریم‌ها، دستگاه قضایی برزیل بود که با مخالفت حکم به تغییر رویه و تامین سوخت را داد.

– مساله دوم سهم ایران از صادرات کشاورزی برزیل و رقابت برزیل با امریکا در این حوزه و از همه مهم‌تر، سهم نیروی انسانی در این بخش صادرات برزیل است؛ ایران واردکننده یک‌سوم کل ذرت برزیل است که جایگزین‌سازی آن راحت نیست، آن‌هم در شرایطی که ایران به شکل غافلگیرکننده در ماه‌های قبل به سبب تحریم‌های چین، توانسته ذرت ارزان‌تر شده امریکا را وارد کند. اولین واکنش ایران به توقف کشتی‌ها و تهدید به توقف واردات، ناظر بر همین آسیب‌پذیری برزیل بود.

– و مساله سوم پررنگ شدن صف‌بندی‌های جهانی است: اولین شریک اقتصادی برزیل چین و سومین آلمان است، دو کشوری که مخالف تحریم‌های ایران و مخالف ماجراجویی‌های ترامپ در حوزه اقتصاد هستند. برزیل نمی‌تواند انتظار داشته باشد در حوزه امنیتی حساسی مثل ایران همراه ترامپ شود و انتظار داشته باشد همکاری‌های با شرق آسیا، روسیه و اروپا آسیب نبیند.

ایران دقیقا باتوجه به این سه ابزار توانست مشکل فعلی خود را حل و کشتی‌های خود را آزاد کند. منتها باتوجه به اینکه ما در شش‌ماه ابتدایی ژاییر بولسونارو قرار داریم و نشانه‌ای از تغییر آنها نیست، ضروری است که ایران برنامه‌ای بلندمدت‌تر برای مشکلات مشابه بیندیشد.

حکم دادگاه این‌بار دوماه زمان برد تا صادر شود، دفعه بعد می‌تواند شش‌ماه طول بکشد که می‌تواند منجر به تعطیلی بخشی از اقتصاد و صنعت شود. یا با القای بی‌ثباتی، اطمینان روبه‌رشد اما متزلزل بازار را بشکند.

توقف واردات هم چاره نیست، چون در شرایط اقتصادی فعلی معنایش انجام واردات گران‌تر و سخت‌ترِ جایگزین است. اگر ایران بتواند تبعه تحریم را محدود به بحث تامین سوخت کند و نقل‌وانتقالات پولی را مدیریت کند، شاید بتواند با ایجاد مرکز تامین سوخت ذخیره در برزیل یا یکی از کشورهای همسایه و نزدیک (مثل ونزوئلا) این مشکل را حل کند.

 

*میثم شرفی اعتماد