ندای گیلان:هرگز نتوانستم برای آنچه به نام شعر نوجوان سروده میشود، توجیهی پیدا کنم، یا شخصیتی مستقل قائل باشم، زیرا معتقدم نوجوان امروز، آنچنان علاقهای به دنبال کردن شعر ندارد، چون تفریحات جذاب تری او را محاصره کرده که با وجود آنها، نوبت به شعر نمیرسد، و نیز دلیل مهمتر آن است که ما با مخاطبی مواجهیم که هنوز شخصیت کامل و ثابتی برای خود نشناخته، و در جهان تردید به سر میبرد.برای آنکه هنوز، نه آنقدر به دنیای بزرگسالی پیوسته که او را کودک ندانیم، و نه همچنان کودک مانده تا او را یک بزرگسال تلقی نکنیم. پس آنکه قصد سرودن شعری برای نوجوانان دارد، در صورتی که آگاهانه به این ورطه قدم گذاشته باشد، در بدو امر با تردیدی بزرگ رو به رو خواهد شد. به این ترتیب که؛ چگونه میتوان شعری سرود که با دوگانگی شخصیت مخاطب هماهنگ باشد؟! چنانکه هم آن نوجوانی که خود را بزرگسال میپندارد شعر را کودکانه نداند، و هم آن دیگری که هنوز در عوالم کودکی به سر میبرد قدرت فهم شعر را داشته باشد.پس در این عرصه، شاعر میبایست، بیشتر یک پزشک باشد و شعرش نیز دارویی که در ترکیب آن، تمام ملزومات دنیای نوجوانان رعایت شده، تا اگر دست کم فایدهای به حال مخاطب نداشت، ضرری هم به او نرساند. زیرا شخصیت مخاطب هنوز تکامل نیافته و آنچه به عنوان یک محصول فرهنگی به او ارائه میشود، میتواند در شکل گیری مثبت یا منفی رفتارش موثر باشد. پس شاعر باید این تردید و دوگانگی را در شعر خود وارد کند، و متوجه باشد که آیا حاضر است شعر خود را برای فرزند خود بخواند؟!
مجموعهٔ شعر نوجوان چتری از پرنده سرودهٔ کمال شفیعی یکی از معدود کتابهایی بود که پس از مطالعهٔ آن، خیالم راحت بود که میتوان این کتاب را به نوجوانان معرفی کرد. بیآنکه نگران محتوای آن بود، زیرا در این چتر پرندههای خوش آوازی آشیانه دارند.
شفیعی، بیش از آنکه شاعر باشد، پدریست که با بیاعتمادی و ناامیدی از آنچه دیگران نوشتهاند، برای فرزند نوجوان خود، شعر سروده، و در شعرهای خود تمام دو گانگیها و تردیدهای خاص زندگی نوجوانان را رعایت کرده، چون به شناخت مناسبی از مخاطب خود رسیده. نه او را کاملن کودک فرض کرده و نه اجازه داده به سرعت وارد دنیای بزرگسالان شود. پس میتوان شعرهایش را پلی برای گذر داد ذهن مخاطب، از کودکی به بزرگسالی دانست. این امر از فضا و مضامین شعرها که آگاهانه انتخاب شدهاند قابل تشخیص است.برای مثال: شاعر گاهی از مترسک مزرعه صحبت میکند و گاهی از چالشهای عاطفی نوجوانی که حق با اوست. جایی از مادربزرگ یاد میکند و جایی دیگر از نوجوانی که عاشقانه اشتباه میکند. شاعر برای ارتباط و مکالمه با مخاطب، مفاهیم خنثی را دستمایه قرار داده و به بیان کلیات پرداخته، همچنین دست مخاطب را باز گذاشته تا در حد وسع قوهٔ ادراک خود، هرچه را که دوست دارد از شعر برداشت کند، و بسیار هوشمندانه تلاش کرده تا رفته رفته نوجوان را با سوالات و چالشهای زندگی واقعی بزرگسالانه آشنا کند، برای همین است که وقتی از عشق حرف میزند، فقط به آوردن این واژه در متن شعر بسنده میکند، چهارچوب و دورنمایی از آن ارائه نمیدهد، وارد جزئیات مفهوم عشق نمیشود، فقط به معرفی آن میپردازد و نوجوان را در مسیری قرار میدهد تا با گذر زمان، در بستر مناسب، با مصادیق و چرایی آن آشنا شود. شفیعی در قالب شعر به راهنمایی نوجوان میپردازد، برای نیل به این هدف هم، به خلق مونولوگ دست زده تا متن، نوعی نجوا و حدیث نفس باشد و مخاطب در زمان خوانش شعرها، خود را دانای کل فرض کند و شاهد چهرهٔ نصیحت گر شاعر نباشد، و تمام این عناصر به معنی دستیابی کمال شفیعی به آن هدفیست که از سرایش در سر داشته.*انتخاب
انتخاب اولم
انار کوچکیست
روی شاخهای بزرگ
روی شاخهای بلند
آه
انتخابها همیشه مشکلاند
انتخابهای ساده
انتخابهای سخت
مثل میوهها
روی شاخهٔ درخت* (انتخاب _ چتری از درخت)
سورنا جوکار 94 اسفندانتهای پیام/و
