خرداد ۱۰, ۱۳۹۶
68273
1
0

دررثای قهرمانی ها

قهرماني ها مرداني از اين جنسند. آنقدر متفاوتند كه حضورشان در هميشه تاريخ جا را براي نالايقان تنگ كرده و خار چشمشان بوده است.

دررثای قهرمانی ها
همیشه خوانده ایم:
در حیرتم از مرام این مردم پست
زین طایفه زنده کش مرده پرست
ولی حالا که باتجربه ترشدم دریافتم این مردم نیستند که پست هستند ، بلکه پست نالایقان و جریان سازانی هستند که همواره سعی داشته اند چهره های خدوم را خدشه دار کنند و به حاشیه برانند تا شاید تنها ازاین طریق بتوانند جایگاه مردان مرد را در حالیکه أشک تمساح می ریزند بناحق تصاحب کنند.
غافل از اینکه هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
و درست به همین دلیل است که هر چه بیشترعاشقان را به محاق ببرند عشق و شور زندگی بیشتری از خود إبرازمی کنند .
و از آنجاییکه حس دوست داشتن مسری است برای دیگران نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهند شد تا جاییکه هیچکس ، چه دوست و چه دشمن، دیگر نخواهد توانست آنها را نادیده بگیرد .
قهرمانی ها مردانی از این جنسند. آنقدر متفاوتند که حضورشان در همیشه تاریخ جا را برای نالایقان تنگ کرده و خار چشمشان بوده است.
احمد شاملو زندگی و مرگ قهرمانی ها ی همیشه عاشق را اینچنین به زیبایی به نظم در می آورد:
من برگ را سرودی کردم
سر سبز تر ز بیشه
من موج را سرودی کردم
پرنبض تر ز انسان
من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر زمرگ
سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی کردم
پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی کردم
پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی کردم
ژاله حساس خواه