به گزارش خبرآنلاین، امروز یکشنبه(چهارم اکتبر/۱۲ ندای گیلان به نقل از مهر)۱۵۹ میلیون شهروند برزیلی واجد شرایط رایدهی، علاوه بر انتخاب رئیسجمهوری آینده این کشور آمریکای جنوبی، ۵۱۳ نماینده مجلس فدرال، ۵۴ سناتور (معادل دوسوم کرسیهای مجلس سنا)، فرمانداران ۲۶ ایالت و منطقه فدرال (برازیلیا)، و همچنین اعضای مجالس قانونگذاری ایالتی را برمیگزینند.
ببه روایت ایرنا، نظام رایگیری برزیل از سال ۱۹۹۶ کاملا الکترونیکی است. در این فرایند، احراز هویت با کارت شناسایی و دادههای بیومتریک صورت میگیرد. رایدهندگان با وارد کردن کد نامزد، مشخصات وی را روی نمایشگر مشاهده و پس از تایید، به مرحله بعد میروند. جهت حفظ امنیت، صندوقهای الکترونیکی فاقد اتصال به اینترنت بوده و سلامت انتخابات با چندین لایه حسابرسی تضمین میشود.
رایدهی برای شهروندان ۱۸ تا ۶۹ سال اجباری و برای نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله، افراد بالای ۷۰ سال و بیسوادان اختیاری است. برزیلیهای مقیم خارج نیز در صورت ثبتنام قبلی مجاز به رایدهی هستند. غیبت غیرموجه افراد مکلف نیازمند ثبت دلیل در مراجع قضایی انتخابات است و جریمهای معادل ۳.۵ رئال (کمتر از یک دلار) در پی دارد.
برای کسب پیروزی در دور نخست، نامزدهای ریاستجمهوری و فرمانداری باید بیش از ۵۰ درصد «آرای صحیح» را تصاحب کنند؛ آرای باطله و سفید در این محاسبه منظور نمیشوند. در صورت عدم دستیابی به این حد نصاب، انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد؛ براساس اعلام دیوان عالی انتخابات برزیل(TSE)، دور دوم در تاریخ ۲۵ اکتبر (سوم آبان) برگزار خواهد شد.
نامزدهای ریاستجمهوری چه کسانی هستند؟
هرچند ۱۲ ائتلاف در این انتخابات به میدان آمدهاند، اما قطببندی عمیق جامعه برزیل این کارزار را عملا به دوئلی تمامعیار میان لولا داسیلوا و فلاویو بولسونارو بدل کرده است. با نزدیکشدن فاصله رهبر چپها و رقیب راست افراطی او به حداقل ممکن، سایر گزینهها (از آگوستو کوری گرفته تا چهرههای راست متفرق نظیر رونالدو کایادو، رومئو زما و رنان سانتوس) با فاصلهای چشمگیر به حاشیه رفتهاند و نقشی جز تماشاگر این هماوردی نفسگیر ندارند.
- لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا؛ حزب کارگران (PT)/ائتلاف با حزب سوسیالیست برزیل(چپ میانه)
- فلاویو بولسونارو؛ حزب لیبرال (PL) (راست افراطی)
- آگوستو کوری؛ حزب آوانته (Avante) (میانه)
- رونالدو کایادو؛ حزب سوسیال دموکراتیک (PSD) (راست میانه/محافظهکار)
- رومئو زما؛ حزب نوو (Partido Novo) (لیبرال راستگرا)
- رنان سانتوس؛ جنبش میسائو (Missão) (راستگرای ضدسیستم)
- روی کاستا پیمنتا؛ حزب آرمان کارگری (PCO) (چپ افراطی)
- سامارا مارتینس؛ وحدت مردمی (UP) (سوسیالیست)
- ادمیلسون کاستا؛ حزب کمونیست برزیل (PCB) (کمونیست)
- هرتز دیاس؛ حزب متحد کارگران سوسیالیست (PSTU) (چپ رادیکال)
- ویلسون گراسی؛ حزب دموکرات (Democrata) (میانه)
- کلاریانا بارائو؛ حزب دموکراسی مسیحی (DC) (محافظهکار سنتی)
داسیلوا یا بولسونارو؟
لولا داسیلوا در ۸۰ سالگی برای چهارمین دوره غیرمتوالی ریاستجمهوری تلاش میکند، در حالی که فلاویو بولسونارو در سن ۴۵ سالگی، پیشتازی جناح راست را در دست دارد.
این دو چهره سیاسی تجسم دو چشمانداز کاملا متفاوت برای آینده این کشور هستند؛ اختلافنظرهایی بنیادین که نقشه راه آنها را پیرامون نقش دولت، راهبردهای امنیتی، سیاست خارجی، توسعه انرژی و برنامههای مالیاتی از یکدیگر متمایز میسازد.

فلاویو فرزند ارشد ژائیر بولسونارو رئیسجمهوری پیشین برزیل است؛ پس از آنکه پدرش بهدلیل دست داشتن در ناآرامیها و تلاش برای کودتای ۸ ژانویه ۲۰۲۳ با حکم دادگاه به مدت طولانی از فعالیتهای سیاسی محروم شد، فلاویو بهعنوان وارث و پرچمدار جریان راست افراطی و پایگاه رای «بولسوناریسم» به خط مقدم آمد.
فلاویو با ماموریتی روبهروست که حتی پدرش نیز از پس آن برنیامد: شکست دادن داسیلوا که در آستانه ۸۰ سالگی چشم به تصاحب چهارمین و چهبسا واپسین دوره ریاستجمهوری خود دوخته است.
با این حال، در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت تا دور نخست، هر دو نامزد با طوفانی از حواشی دست به گریبانند؛ از پروندههای فساد مالی و مناقشات خانوادگی گرفته تا بحران فزاینده نهادی که دادگاه عالی فدرال و ارکان حاکمیت را فرا گرفته است؛ آن هم در وضعیتی که نظرسنجیها از نبردی بهشدت شانه به شانه حکایت دارند.
کارنامه سیاسی فلاویو در ایالت ریودوژانیرو شکل گرفت؛ منطقهای با سابقه طولانی در جنایات سازمانیافته و ناامنی، که کانون تمرکز او را بر سیاستهای امنیتی مشت آهنین و دفاع بیچونوچرا از نیروهای انتظامی و پلیس قرار داد. با این همه، افکار عمومی، وی را شخصیتی منعطفتر و اهل مصالحه نسبت به پدر ارزیابی میکند.
برخورد سخت و بیامان با بزهکاری، رکن اصلی مکتب بولسوناریسم است و فلاویو این الگو را به سطح ملی ارتقا داده است. هسته اصلی کارزار او بر محوریت امنیت، با وعدههایی نظیر کاهش سن مسئولیت کیفری و تشدید احکام جرائم خشن استوار است. او در مارس گذشته (اسفند) خواستار قرار گرفتن کارتلها در زمره گروههای تروریستی شد و سپس در ماه مه(اردیبهشت- خرداد)، به طور علنی برای طرح این درخواست نزد دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا به واشنگتن سفر کرد؛ رویکردی که لولا داسیلوا و جناح چپ آن را هجمهای مستقیم به حاکمیت ملی برزیل دانسته و بهشدت رد کردند.
در پی اعلام واشنگتن مبنی بر درج نام این گروهها در فهرست سازمانهای تروریستی، بولسونارو از ترامپ و مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا به پاس آنچه پاسخ مثبت به مطالبات خود خواند، قدردانی کرد.
فلاویو با وجود دستبهگریبان بودن با اتهامات مالی پرونده «بانکو مستر» و سابقه جنجالی او در دفاع از شبهنظامیان مسلح، به لطف نفوذ گسترده در میان مسیحیان انجیلی، طبقات مرفه و انتقال پایگاه رای پدر به سود خود، رقابتی کاملا پایاپای و فشرده را با لولا داسیلوا رقم زده است.
داسیلوا اما بیش از آنکه یک سیاستمدار کلاسیک باشد، پدیدهای برخاسته از بطن طبقه کارگر و جنبشهای سندیکایی برزیل است که با انگشت قطعشدهاش در کارخانههای فلزکاری، به نماد پیوند با فرودستان و آرمانهای عدالتطلبانه بدل شده است.
مواضع لولا در کارزار ۲۰۲۶ بر مدار دوگانه «عدالت اجتماعی در داخل» و «دفاع سازشناپذیر از حاکمیت ملی در خارج» تنظیم شده است؛ او در رویکرد بینالمللی خود با تعمیق مناسبات بازرگانی و سیاسی با چین و پیشبرد برنامههای بریکس، عملا در برابر احیای هژمونی منطقهای آمریکا و موج راستگرایی حاکم بر همسایگانی چون آرژانتین صفآرایی کرده است.
در عرصه داخلی نیز راهبرد لولا معطوف به تشکیل جبههای فراگیر از نیروهای دموکراتیک برای مهار خیزش مجدد راست افراطی (بولسوناریسم) است؛ کارزاری که لولا آن را نه یک رقابت حزبی معمول، بلکه نبردی میان بقای حاکمیت ملی و استقلال اقتصادی در برابر تسلیمپذیری در برابر نفوذ بیگانه توصیف میکند.

نظرسنجیها چه میگویند؟
اگرچه رئیسجمهوری کنونی پیشتاز است، اما به نظر میرسد این برتری برای پیروزی قاطع در همان دور نخست کافی نخواهد بود. این رقابت نفسگیر یادآور انتخابات سال ۲۰۲۲ است؛ زمانی که در دور دوم، داسیلوا با اختلاف ناچیز تنها ۱.۸ درصدی بر ژائیر بولسونارو پیروز شد؛ رئیسجمهوری پیشینی که اکنون بهدلیل محکومیت به ۲۷ سال حبس بابت تلاش برای کودتا، از عرصه سیاست کنار گذاشته شده است.
موسسه «دیتافولها» در تازهترین نظرسنجی خود، داسیلوا را با چهار درصد اختلاف نسبت به بولسونارو در جایگاه نخست قرار داده است.
براساس این نظرسنجی، داسیلوا در دور دوم ۴۸ درصد آرا را به دست خواهد آورد، در حالی که میزان آرای بولسونارو ۴۵ درصد برآورد شده است.
طبق نظرسنجیهایی که تا کنون برگزار شده است، فلاویو بیشترین آرا را در میان اوانجلیستها و طبقات مرفه به خود اختصاص داده، در حالی که پایگاه اصلی لولا میان محرومان و جامعه کاتولیک است. نظرسنجی سپتامبر دیتافولها نشان داد که فلاویو در میان پروتستانهای اوانجلیک دو برابر لولا محبوبیت دارد، در حالی که لولا با نسبت ۴۳ در برابر ۳۲ درصد، برتری خود را نزد کاتولیکها تثبیت کرده است.
هر دو نامزد همه تلاش خود را روی جذب آرای مردد و نامزدهای اقلیت متمرکز کردهاند تا شاید بتوانند کار رقابت بر سر کرسی ریاستجمهوری را بدون کشیده شدن به دور دوم تمام کنند.
بر اساس گزارشها، در صورتی که کار به دور دوم کشیده شود، داسیلوا در موضع ضعف قرار خواهد گرفت، زیرا هیچ نامزد مطرح چپگرایی در صحنه نیست که بتواند سبد رای خود را به او منتقل کند.
تاثیر آمریکا و ابعاد مداخله واشنگتن
برزیل در حالی در آستانه دور اول انتخابات ریاستجمهوری قرار گرفته که خبر تعلیق فعالیتهای حضوری سفارت و کنسولگریهای آمریکا در این کشور به بهانه «مسائل امنیتی»، دوباره ترس از دخالت واشنگتن را شعلهور کرده است. با این حال، دولت ترامپ نه رابطه مستقیمی میان این اقدام و انتخابات عنوان کرده و نه ماهیت تهدیدی که انگیزه این تعلیق بوده را تشریح کرده است.
دولت داسیلوا در جریان کارزار انتخاباتی، بارها آمریکا را به دلیل اعمال فشار بیسابقه بر برزیل مورد انتقاد قرار داد؛ در حالی که رئیسجمهوری آمریکا، مدعی است انتخابات را «بسیار دقیق» زیر نظر دارد و آن را «بسیار مهم» میداند.
این مناقشه زمانی شدت گرفت که معاونت حقوقی دولت برزیل از پلیس فدرال و دادستانی کل این کشور خواست تا درباره گزارشهای مربوط به حمایت مالی دولت آمریکا از برخی گروههای برزیلیِ مخالف دیوان عالی فدرال برزیل، تحقیقات رسمی آغاز کنند.
این درخواست پس از آن مطرح شد که روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی عنوان کرد دولت ترامپ بیش از ۱۷۵ میلیون دلار از بودجه وزارت خارجه را که در اصل برای حقوق بشر و دموکراسی در نظر گرفته شده بود، به سمت پروژههای مرتبط با آرمانهای محافظهکارانه در کشورهای مختلف هدایت کرده است. از جمله این موارد، یک برنامه یک میلیون دلاری برای برزیل است که صرف تامین مالی ابتکاراتی شده که عملکرد دیوان عالی برزیل را زیر سوال میبرند و موارد ادعایی سوءاستفادههای قضایی و سانسور را محکوم میکنند.
خورخه مِسیاس وکیلکل دولت برزیل در این باره هشدار داد: «این اطلاعات با توجه به فرآیند انتخاباتی برزیل و فشارهای خارجی اخیر بر نهادهای ما، بسیار نگرانکننده است.» وی همچنین نسبت به خطر مداخله خارجی و نقض حاکمیت ملی هشدار داد و در شبکههای اجتماعی خود نوشت: «اختلافات میان دولتها بخشی از روابط بینالملل است، اما آنچه غیرقابلپذیرش است، این است که منافع سیاسی خارجی بخواهند در عملکرد نهادهای برزیلی دخالت کنند یا بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر تصمیماتی که بهطور انحصاری در اختیار مردم برزیل است، تاثیر بگذارند.»
طبق قوانین برزیل و قانون احزاب سیاسی، تامین مالی یا تبعیت گروههای سیاسی از دولتها یا نهادهای خارجی اکیدا ممنوع است.
کارشناسان معتقدند مداخله آمریکا در مسیر انتخاباتی برزیل از ژوئیه ۲۰۲۵، زمانی که ترامپ تعرفهها را افزایش داد، به یک واقعیت تبدیل شده و وضعیت فعلی به یک سطح «هشداردهنده» رسیده است. تنش میان دو کشور از سال گذشته کلید خورد، اما در طول امسال روابط دوجانبه بیش از پیش به عرصه منازعات سیاسی کشیده شد. در همین راستا، واشنگتن لحن خود را در توصیف انتخابات برزیل تغییر داد؛ در سندی که سال ۲۰۲۵ تنظیم شد، برازیلیا ملزم شده بود که زمینه مشارکت «مخالفان سیاسی» را در انتخابات ۲۰۲۶ فراهم کند.
در چنین فضایی، واژه «حاکمیت» به کلیدواژه اصلی بحثهای سیاسی برزیل تبدیل شده است. از هنگام اعمال تعرفههای واشنگتن بر کالاهای برزیلی، لولا داسیلوا با تکیه مکرر بر این مفهوم توانست تا حدی بر میزان محبوبیت خود بیفزاید. داسیلوا در سخنرانی اخیر خود در افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل با صراحت تاکید کرد که «برزیل در حیاط خلوت هیچکس جای نمیگیرد». او بدون اشاره مستقیم به ترامپ، یادآور شد که دموکراسی برزیل منحصرا متعلق به برزیلیهاست و نسبت به اقدامات دشمنان «داخلی و خارجی» علیه خواست مردم هشدار داد.

تاثیر انتخابات برزیل بر سرنوشت آمریکای لاتین؛ آخرین سنگر جریان مترقی
تحولات سالهای اخیر در آمریکای لاتین، بهویژه پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و دمیدن دوباره در کالبد دکترین کهنه «مونرو»، جغرافیای سیاسی این قاره را در برابر تندبادی کمسابقه قرار داده و تصویر کلی منطقه را دستخوش دگرگونیهای عمیق کرده است؛ از ونزوئلا که تلخی دستاندازی به تمامیت ارضی، تهدید مداخله نظامی و توطئه ربودن رئیسجمهورش را لمس کرده، تا کوبا، آن جزیره مقاومی که پس از بیش از شش دهه ایستادگی در برابر تحریمهای همهجانبه، اکنون با محاصره اقتصادی و انرژی و بحرانهای فلجکننده انرژی و قطعی مکرر برق دستوپنجه نرم میکند.
با چرخش دومینووار قدرت در چندین پایتخت منطقه به سود جریان راست افراطی و وابسته به واشنگتن، جریان چپ و مترقی آمریکای لاتین امروز در یکی از دشوارترین و شکنندهترین پیچهای تاریخی خود نفس میکشد.
نتیجه هماوردی تاریخی برزیل مشخص خواهد کرد که آیا میتوان سدی در برابر پیشروی جریان راست افراطی در منطقه کشید، یا اینکه موج اقتدارگرایی پس از فتح سنگرهای کلیدی در کلمبیا با آبلاردو د لا اسپرییا، در پرو با کیکو فوجیموری، در شیلی با خوسه آنتونیو کاست و در اکوادور با دانیل نوبوآ، با تسخیر این غول آمریکای لاتین جانی دوباره خواهد گرفت و طومار حاکمیت ملی را در آمریکای لاتین در هم خواهد پیچید.
بزنگاه سرنوشتساز برزیل
هشدارهای پیاپی دولت برزیل پیرامون ردپای مداخله واشنگتن، نه یک ادعای زودگذر، بلکه انعکاس یک واقعیت ژئوپلیتیک آشکار و ملموس است؛ چرا که واشنگتن با ابزارهای گوناگون اقتصادی و دیپلماتیک در پی ایجاد انحراف و اعمال فشار بر روند دموکراتیک برزیل برآمده است؛ رویهای آشنا در تاریخ مناسبات قاره آمریکا که نشان میدهد فشارهای خارجی سازمانیافته، در صورت مهارنشدن، تا چه اندازه میتوانند بر اراده عمومی اثرگذار و ویرانگر باشند.
در این بستر، انتخابات پیشرو در برزیل از یک رقابت جناحی متعارف میان چپ و راست عبور کرده و به جبهه نبرد برای صیانت از حاکمیت ملی و دموکراسی برزیل بدل شده است. آنچه شهروندان این کشور در پای صندوقهای رای دربارهاش تصمیم میگیرند، فراتر از ترجیحات حزبی است؛ موضوع اصلی، ایستادگی در برابر بازتولید دکترین مونرو و پاسداری از حق تعیین سرنوشت غول آمریکای لاتین است؛ کشوری که همانطور که در بالاترین تریبونهای بینالمللی نیز فریاد زد، هرگز نمیپذیرد بار دیگر به حیاط خلوت واشنگتن بدل شود.
در دل این منظومه پرمخاطره است که وزن ژئوپلیتیک برزیل معنایی مضاعف مییابد. برزیل صرفا بزرگترین اقتصاد و پهناورترین جغرافیای منطقه نیست؛ بلکه ستون فقرات موازنه قوا در نیمکره جنوبی به شمار میرود.
اکنون نگاه تمام پایتختهای قاره (از کاراکاس و هاوانا تا بوگوتا و سانتیاگو) به صندوقهای رای برزیل دوخته شده است. پرسش بنیادین این است: آیا لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، برخاسته از دل اتحادیههای کارگری و یکی از تاریخسازترین چهرههای عدالتخواه معاصر، موفق خواهد شد در برابر این موج سهمگین راستگرایی مقاومت کند و پرچم استقلالطلبی و جریان مترقی را در آمریکای لاتین برافراشته نگه دارد، یا با تسلیم بزرگترین سنگر منطقه، قاره وارد عصر انقیاد و حیاطخلوتسازی دوباره واشنگتن خواهد شد؟ش
