اسفند ۲۰, ۱۳۹۴
28784
0
0

عارف یا لاریجانی ؟چه کسی به صندلی ریاست تکیه می زند؟

پس از اعلام نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی، بحث ریاست بربهارستان مورد توجه محافل سیاسی قرار گرفته است

احسان اقبال سعید

پس از اعلام نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی، بحث ریاست بربهارستان مورد توجه محافل سیاسی قرار گرفته است. علی لاریجانی، ریاست چند دوره اخیر و محمد رضا عارف نفر اول منتخبان تهران محتمل‌ترین گزینه‌ها برای ریاست هستند. هر دوی آنها در اظهار نظر خود پس از پیروزی، سخن گفتن درباره ریاست مجلس را زودهنگام دانستند اما شاید رایزنی‌ها اکنون هم برای ریاست پارلمان آغاز شده باشد تا تکه اصلی پازل مهم 7اسفند، جاسازی شود.ولی هر کدام از این چهره‌های شناخته‌شده‌ در عالم سیاسی ایران با پشتوانه و جریانی همراه هستند که باید آنها را شناخت و دید کدام گزینه به میز ریاست، نزدیک‌تر است.
  ازخودگذشتگی‌‌های عارفانه
محمدرضا‌عارف، معاون اول دولت اصلاحات به دلایل گوناگون به ویژه نگاه به منافع جمعی به جای منافع شخصی از انتخابات‌های ریاست جمهوری‌های چند دوره گذشته کناره گرفت.

اما اوج کنش سیاسی‌اش با کناره گیری از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 بود که با کناره‌گیری به خواست رئیس دولت اصلاحات وارد ائتلاف واقعی و فراگیری شد تا زمینه را برای رای یکپارچه به روحانی فراهم کند. کناره‌گیری‌ای که البته با اعلام حمایت صریح از روحانی هم همراه نبود و به نوعی از سوی برخی محافل کناره‌گیری توام با دلخوری تعبیر شد.

عارف در دولت روحانی سمت اجرایی نپذیرفت و شأن و اجر کار خود را اجل بر پست‌های اجرایی دولتی ‌دانست. البته شاید بدنه حلقه تکنوکرات‌های همراه رئیس جمهور هم از این تصمیم عارف خشنود بودند چراکه حضور عارف وزن اصلاح طلبی دولت را افزایش می‌داد و این شاید با واکنش منفی محافظ کاران و اصولگرایان منتقد دولت همراه می‌شد و دولت را از ابتدا در مقابل نیشتر خشم مخالفان قرار می‌داد.
  جایگاه نماینده اصلاحات
 از سوی دیگر بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان خود و دولت را مدیون فداکاری عارف می‌دانستند و معتقد بودند حق این از خود‌گذشتگی باید در جایی ادا شود و بهترین آوردگاه انتخابات مجلس شورای اسلامی‌بود.

جایی‌که عارف می‌توانست با تکیه بر آرای مردم و نه یک حکم انتصابی وارد پارلمان شود و با ریاست بر قوه مقننه هم جبران خسران کند و هم سمتی در شأنیت رئیس قوه مقننه به دست آورد.به طور حتم این گزینه مطلوب برخی از اصلاح طلبان مجلس و بدنه اجتماعی آنان است و به نوعی گزینه مطلوب روی میز.

اما این مطلوبیت بالقوه تا رسیدن به یک فعل ممکن با چالش‌هایی مواجه است.
 اول اینکه ترکیب راه‌یافتگان اصلاح‌طلب به مجلس از نظر کیفی بسیار متنوع و با جنس مجالس ششم که در کنترل ژنرال‌های اصلاح طلب بود یا مجلس سوم بسیار متفاوت است.

اصلاح‌طلبان نشان‌دار و دارای وزانت سیاسی عموما مگر اندکی از فیلتر‌های نظارتی نگذشته‌اند و ترکیب نمایندگان اصلاح طلب کنونی مشتمل بر تعداد کمی‌از اصلاح طلبان نامدار، تعداد بیشتری اصلاح طلبان گمنام و تعدادی اصولگرای استحاله شده که متحد استراتژیک و نه ایدئولوژیک اصلاح‌طلبانند. موضع برخی از اصلاح طلبان شاخص شاید عارف باشد اما کم نام و نشان‌ها پتانسیل گردش‌های گوناگونی دارند که شاید الهه راستگو در شورای شهر و نوع کنشش که اصلاح طلبان را از انتخاب شهردار همفکربازداشت نمونه بارز این‌گونه افراد باشد.
  حامیان لاریجانی
اصولگرایان همگرا با اصلاح طلبان هم که در گریز از رادیکالیسم حاکم شده بر اردوگاه‌شان در یک ائتلاف تاکتیکی به اردوگاه اصلاح طلبی پیوسته‌اند،به ریاست یک اصولگرای میانه‌رو چون لاریجانی که او هم از دست بالا و صدای رسای رادیکا‌ل‌ها در اردوگاه اصولگرایی به فغان است، تمایل بیشتری دارند و در ادوار قبلی ریاست لاریجانی هم همراه و پشتیبان او بوده‌اند.
  دولت چه می‌خواهد!؟
 نکته دیگر نظر دولت است. طیف نمایندگان نزدیک به کابینه در سه سال اخیر که مصادف با ریاست لاریجانی بر مجلس بوده است با رئیس‌مجلس تفاهم خوبی برقرار کرده است لاریجانی و تیم همراهش در عبور وزرا از تیغ پایداری‌های مجلس و تعدیل آنان نقش موثری ایفا کردند و در قضیه تصویب برجام و دور نگاه داشتن آن از گزند مخالفان دولت ‌‌نهایت همکاری را کردند و شاید اگر مدیریت لاریجانی نبود برجام از تنگه بهارستان به راحتی نمی‌گذشت.

نکته دیگر اینکه دولت پراگماتیک و عملگرای روحانی نمی‌خواهد به طور تام مختص به گفتمان اصلاح‌طلبی شناخته شود و بیشتر میل به کار کردن با نیروهای میانه رویی دارد که سویه جناحی آنان کمرنگ باشد و مقبول نظام و نهادهای تصمیم‌ساز ورای دولتی باشند که بیشتر نسبت به حضور اصلاح طلبان در کلان قدرت بدبینی‌های خاص خود را دارند و انتخاب یک اصلاح طلب تمام عیار به ریاست مجلس شاید آن‌ها را به تقابل بکشاند که درآخر برای تعامل دولت و سایر ارکان نظام مطلوب نیست.

با این تفاصیل لاریجانی گزینه مطلوب دولت است چراکه هم در بزنگاه‌های حساس همراهی‌اش را با دولت نشان داده هم موجب تحریک اصولگرایان رادیکال نمی‌شود و هم مورد اعتماد سایر نهادهای انقلابی است و این تعامل درون ساختار را ممکن‌تر می‌کند. از سوی دیگر اصولگرایان راه یافته به مجلس حتی از طیف پایداری انتخاب لاریجانی را هرچند با او دچار اختلاف نظر‌هایی باشند بر انتخاب یک اصلاح‌طلب ترجیح می‌دهند. علی لاریجانی هم در سال‌های پسا صدارت صدا و سیما به غایت تغییر کرده است تجربه دولت 8 ساله احمدی‌نژاد و نوع مواجهه با او در شورای‌عالی امنیت ملی و همین‌طور تجربه دو دوره ریاست مجلس اورا از یک نیروی ایدئولوژیک به یک مدیر عملگرا با قابلیت جذب بیشتر تبدیل کرده است.
  ما منتظر درایت هستیم
نباید فراموش کرد که ورشکستگان سیاسی این دو سال اخیر،تمام نگاه‌های خود را به اختلاف میان ائتلاف امید بسته‌اند. شکافی که می‌تواند منشا آن، شیطنت‌های برخی برسرمسئله انتخاب رئیس‌پارلمان باشد.آنها می‌خواهند نشان دهند برای یک جایگاه انتصابی، دوئلی صورت خواهد گرفت.جدای از جایگاه عرفی و حقوقی ریاست مجلس، شاید این مقام چندان در تصمیم‌گیری‌های کلان پارلمان تاثیرنداشته باشد و تنها فردی که توان نفوذ در لایه‌های مختلف نمایندگان را دارد بتواند در این عرصه موفق باشد! حال باید دید با تمام این اوصاف انتخاب نمایندگان چگونه خواهد بود. انتخابی ائتلافی و بر مبنای منافع جمعی که به 92 و 94منتهی شدیا بازی‌های سیاسی‌ای که نتایجی جز پیدایش احمدی‌نژاد و مجلس نهم ندارد!