ندای گیلان:- مدیومها از لحاظ فنی و تکنیک تفاوت زیادی برایم ندارند و نگاهم اینگونه نبوده که بگویم به این دلیل که دارم سریال میسازم می بایست یکسری قواعد را رعایت کنم.نه اینطور نبوده است و قواعد خاصی برایم نداشته است و حتی برای ساخت «زعفرانی» از قواعد مرسوم در سریال سازی هم استفاده نکردم.-قواعدی مثل کش دادن به برخی از روابط و … که شاید فقط به زمان و تهیه کننده کمک کند. اتفاقا مدام تلاش کردم تا زودتر به سمت اصل مطلب روم و زیاده گویی نکنم.در کل از سکانس هایی که نه در شخصیت پردازی و نه در خلق موقعیت کمکی نمیکردند، پرهیز کردم و به سمت شان نرفتم.-چرا و تنها تفاوتی که این کار به نسبت آثار سینماییام داشت،همین تعجیل در ساخت این سریال مناسبتی بود و با اینکه از تمام گروههای دیگر زودتر کارمان را شروع کردیم،باز هم کمی دچار این تعجیل شدیم. -از این جهت که مدتی در سینما فعالیت کرده بودم،ذهنیتم طور دیگری بود، اما در همان اثنی چندین بار شاهد این بودم که به محض پخش تیزرهای فیلمهایم از تلویزیون،طیف بیشتری از مخاطبین کارهایم را میبینند و پیام من به تعداد مخاطب بیشتری در اقصی نقاط کشورم منتقل میشود.دیده شدن و برقراری ارتباط با میلیونها آدم از سراسر کشور برایم جذابیتی داشت که به سمت این مدیوم هم بیایم.در کل باید بگویم حضور در این مدیوم تجربه بی نظیری است.-نه،به هر حال زمانیکه فعالیتی هنری را انجام میدهی،یک عده بنا به نوع سلیقه خود آنرا دوست دارند و عدهای هم دوست ندارند. این نگرانی در سینما و در مورد متنهایم برایم وجود داشت که آیا مردم این قصه را دوست خواهند داشت یا نه؟! اما ذات این کار همین است که منتظر بمانی تا ببینی چه میزان مخاطبی از کار تو استقبال خواهند کرد. -بله،قبل از شروع ساخت سریال «زعفرانی» قصد داشتم تا فیلم سینمایی کار کنم، اما به دلایلی این اتفاق نیفتاد.در همین فاصله طرحی را به آقای ایرج محمدی پیشنهاد داده بودم که بعد از تائید از سمت سازمان صدا و سیما موافقتشان را برای ساخت اعلام کردند.-بحث موفقیت و یا عدم موفقیت نیست،بلکه اگر این شرایط اتفاق بیفتد حال و هوایی دیگر را برای کارگردان رقم خواهد زد.اگر منِ نوعی شخصیتی را خود خلق کرده باشم،به تمام ریزه کاریهای شخصیتی او واقفم و این را میدانم که در کدام شرایط چه رفتاری را از خود بروز میدهد.زمانیکه منِ نویسنده، کارم را کارگردانی هم میکنم، از قبل تصویر صحنههایی که میخواهم مقابل دوربین ببرم را در ذهنم دیدهام،اما سختی این کار هم اینجا است که وظایفم تا حدودی دوچندان میشود.-بدون تعارف میگویم که نویسندگی همچنان برایم لذت بخش تر از کارگردانی است.معتقدم نویسندگی کاری خلاقانه تر از کارگردانی است،چراکه در کارگردانی بیشتر بحث فن و تکنیک حرف اول را میزند. -تقریبا در ادامه همان قصهها و با محوریت خانواده است،تنها با این تفاوت که اینجا سریال است و قصه در مدت زمانی حدود چهارده قسمت روایت میشود.-تقریبا تمام بازیگرانمان ترکیبی از بهترین های سینما،تئاتر و تلویزیون هستند و قطعا این موضوع به سینمایی بودن من نیز مرتبط است، هم در انتخاب بازیگران و هم در انتخاب و چیدمان کل گروه و عوامل پشت صحنه از عوامل سینمایی استفاده کردم.-نه،طرح سریال «زعفرانی» از همان ابتدا در گروه فیلم و سریال شبکه دو تصویب شد و تا روزهای تولید دوستان در شبکه دو پشتیبان و هم فکر ما در ساخت این سریال بودند.-نمیدانم، ساخت سریال مناسبتی برای کارگردان خستگی زیادی را به همراه دارد و انرژی بسیاری را از او میگیرد. فکر میکنم تلویزیون میبایست تا حدودی تغییر ذائقه دهد و به سمت انتخابهای جوان رود چراکه اغلب جوان ها میتوانند با انگیزه بیشتری در این مدت زمان کمی که تا پخش وجود دارد، از عهده ساخت سریالهای مناسبتی برآیند. تا به اینجای کار من سعی کردم تا با حال خوبی این سریال را بسازم و امیدوارم مردم نیز با دیدن آن حالشان خوب شود.برای ساخت یک کمدی تلاش نکردم بلکه تمام سعی ام را به کار بستم تا روایت گر زندگی واقعی باشم. -همه ما با هم همکار و دوست هستیم و همه سازندگان سریالهای سه شبکه سیما در جهت ارتقا سطح کیفی آثار فرهنگی گام برداشتیم و اصلا بحث رقابتی بین ما وجود ندارد. از طرفی تلویزیون نیز رسالت دارد تا تمام سلایق را پوشش دهد و برای هر نوع سلیقهای برنامه دلخواهش را تولید کند.-بله،پیشنهاد حضور ایشان از سمت مهیار علیزاده آهنگساز پروژه صورت گرفت که ما نیز از این پیشنهاد استقبال کردیم.من با علیزاده در سینما همکاری داشتم و ایشان اولین تجربه آهنگسازی در سینما را با فیلم «فرشتهها با هم میآیند» تجربه کردند.انتهای پیام/
