مگر سالها پیش قول نداده بود؟
ندای گیلان:ضیاءالدین ترابی در بیست و پنجم بهمن ماه 1322 در زنجان به دنیا آمد و از سال 1341 در تهران اقامت گزید. او توانست در نیمه دوم 1365 با اخذ مدرک کارشناسی ارشد زبان شناسی فارغ التحصیل دانشگاه تهران شود و پس از مدتی شروع به کاری بی ارتباط با تحصیلاتش کند و از […]
ندای گیلان:ضیاءالدین ترابی در بیست و پنجم بهمن ماه 1322 در زنجان به دنیا آمد و از سال 1341 در تهران اقامت گزید. او توانست در نیمه دوم 1365 با اخذ مدرک کارشناسی ارشد زبان شناسی فارغ التحصیل دانشگاه تهران شود و پس از مدتی شروع به کاری بی ارتباط با تحصیلاتش کند و از 44 تا 74 در خدمت سازمان گمرکی کشور باشد و همین بهانه خوبی بود تا در شهرهای زیادی ساکن شود و کیسه بار تجربه اش را پر از زندگی کند. ترابی هر چند بعد از گرفتن بیست و هفتمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی از ایران رفت و گاهی تنها برای مرور خاطرات به ایران باز میگردد اما مگر سال ها پیش قول نداده بود، هرگز نرود و کوچ نکند؟یاد در باغ های خاطره ام یاد ناب تو استعطر زلال تو است که می پیچددر پیچ پیچ کوچه های دلم کوچه های شهر،هرچند شهربه جنگل می ماندبا بادهای سمی و ماران زهرآلودوکرکستنها پرنده ای ستکه پرواز می کندبالای شهر در آسمان سربیبا ابن همهنه کوچ می کنمنه نفس پس می کشممی مانم و به یاد تو می خوانم،در باغ های خاطره ام یاد ناب تو است(از نام های حک شده بر سنگ، صفحه44)شعر بالا در مجموعه از نامهای حک شده بر سنگ به چاپ رسیده است و از جمله مجموعه شعرهای خواندنی انتشارات سوره مهر محسوب می شود.ترابی در این اثر محوریت ساختار و بار اصلی شعر را بر دوش سطر اول انداخته است و سطرهای دیگر به پیروی از آن عمل می کنند. شاعر کاملا ناگهانی از پیوند کوچه های دل به کوچه های شهر می رسد و فضای فردی را به فضای اجتماعی بدل می کند. و اعتراضی که در سینه شاعر است به اعتراضی شهری بدل می شود و شاهد مثال آن استفاده از کلمات وتوصیف هایی چون شهر، بادهای سمی، ماران زهرآلود و آسمان سربی در مقابل باغ های خاطره، عطر زلال و پس کشیدن نفس است.اعتراض به عدم حضور یاد کسی یا چیزی که گویی نه مهاجرت می کند و نه کوچ تا همچنان در باغ های خاطرات او بمانند. ترابی جنگل را به ازای شلوغی و بی نظمی برای شهر بکار برده است و شاید هواپیما را جای کرکس و مترو را بجای مارهای سمی قرار داده. شاعر وقتی می گوید کرکس تنها پرنده ایست که پرواز می کند کلمه تنها ضربه ای به جمله وارد می کند و گستره تاویل را وسیع تر می کند و چه بسا معنی اصلی خود پرواز را تحت سلطه قرار دهد.شکویرانم می کندو چون باز می سازدچیزی کم داردچیزیکه اندکی به دل می ماند.(از نام های حک شده بر سنگ، صفحه44)در اکثر شعر های مجموعه (به جز شعرهای کوتاه) ما با فصل بندی توسط یک مربع مواجه هستیم که انقطاع فضای موسیقیایی و معنایی را شکل می دهد. هرچند بسیاری از این مربع ها شاید به جای خود نباشند و عدم حضورشان زیبایی شعر را بیشتر می کند اما شاعر با قراردادن آنها می خواهد تسلط خود بر شعرها را حفظ کند و با هر بار استفاده از این فصل ها آنچه در معنا، موسیقی و احساس شعر رخ داده است را تکه تکه می کند. مخاطب نیز مجبور به پذیرش آن می شود و آنگونه که شاعر در سر دارد شعر را می خواند. البته جز شعر افسانه که یکی از کامل ترین شعرهای این مجموعه محسوب می شود و فصل میانه شعر جریان تازه ای در جان اثر می اندازد شعر را عاقیت بخیر می کند.یادداشت : مجید سعدآبادیانتهای پیام/و