به گزارش سرویس سیاسی ندای گیلان،با وجود مخالفتهای گسترده کشورهای جهان و ازجمله سه کشور عراق، ترکیه و ایران، مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان عراق، همهپرسی جدایی اقلیم کردستان از عراق را برگزار کرد و آیندهای پرابهام برای منطقه رقم زد. این رویداد چنانچه انتظار میرفت، با واکنشهای تندی از سوی سه کشور پیرامون اقلیم روبهرو شد. حیدر العبادی نخستوزیر عراق در آستانه ازدسترفتن تمامیت ارضی و تجزیه بخش مهمی از کشور در اولتیماتومی به اقلیم، خواستار واگذاری تمامی گذرگاههای مرزی و فرودگاههای اربیل و سلیمانیه به دولت مرکزی شد؛اقدامی که با مخالفت بارزانی روبهرو شد و این کشور را که در حال فتح آخرین سنگرهای داعش است، در آستانه بحرانی دیگر قرار داد که احتمالا عمیقتر و طولانیتر از رویارویی با داعش خواهد بود. بیتردید حساسیت این تحول و ابعاد سیاسی و امنیتی آن برای کشورمان فراتر از آن است که بتوان در این مختصر به آن پرداخت و یقینا مسئولان کشور تدابیر لازم را برای مواجهه و حل این مشکل تدارک دیدهاند. هدف این یادداشت موجز بیان چند نکته پیرامون این رویداد مهم در کنار مرزهای غربی کشورمان است. ١- بین چهار کشور دارای اقلیت کُرد عراق، ترکیه و سوریه به دلیل افتراقات قومی بیشترین مشکل و ایران به لحاظ تاریخی و نژادی عمیقترین پیوندها را با کردها دارد. از نظر بافت جمعیتی نیز ترکیه، بیش از ٢٠ میلیون و عراق با بیش از پنج میلیون اقلیت کُرد در مقایسه با ایران در مقام اول و دوم قرار گرفتهاند. از این منظر بحرانی که عراق و ترکیه در رابطه با اقلیت کرد با آن روبهرو هستند، با ایران قابل مقایسه نیست و کشورمان در واقع در بین کشورهای چهارگانه دارای اقلیت کرد، از جایگاه منحصربهفردی برخوردار است. ٢- با وجود برگزاری همهپرسی و بلندپروازیهای حزب دموکرات و رهبر آن، شرایط جهانی و منطقهای برای زایش مورد انتظار مسعود بارزانی مساعد نیست. شکلگیری چنین تحولی در وهله اول نیازمند توافق قدرتهای بزرگ فرامنطقهای (آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا) و در مرحله بعد ضعف و ناتوانی دولتهای منطقه (ترکیه، عراق و ایران) در مواجهه با این بحران است. در سطح بینالمللی، آنچه تاکنون مشاهده کردهایم، آمریکا (هرچند بهظاهر) بارها با همهپرسی مخالفت کرد؛ اما به نوشته بعضی از تحلیلگران از همه توان و نفوذ خود برای جلوگیری از آن استفاده نکرد. روسیه در موضعی که برخی آن را مبهم ذکر کردهاند، بدون ورود به جزئیات همهپرسی تنها به حمایت از تمامیت ارضی عراق بسنده کرد. بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا و خصوصا کشورهای تأثیرگذار، مخالفت صریح خود را با همهپرسی اعلام کردند. در سطح منطقهای در کنار عزم قاطع و موضع مشترک سه کشور پیرامون کردستان عراق، موقعیت جغرافیایی اقلیم و محصوربودن آن بین ایران و عراق و ترکیه، قدرت مانور رهبری بلندپروازانه اقلیم را به شدت محدود میکند.
احتمالا بارزانی بهخوبی به این نکته واقف است که اتخاذ اقدامات سختگیرانه اقتصادی مشترک این سه کشور، میتواند کردستان عراق را با فاجعهای بزرگ روبهرو کند که در این صورت نیازی به اقدام نظامی نیست. تاکنون تنها حامی پروپاقرص و محکم همهپرسی، رژیم صهیونیستی است. نتانیاهو و دیگر احزاب اسرائیل، حمایت جدی خود را از تشکیل دولت مستقل کردی اعلام کردهاند. ناگفته پیداست که برای رژیم صهیونیستی برخورداری از یک متحد در بین دو کشور عراق و ایران، ایدهآل و آرزویی بزرگ است. از این منظر موضع این رژیم در بحران اخیر و حمایت از همهپرسی کاملا قابل درک است ولی بعید است که رهبران کردهای عراق از این نکته غافل باشند که تکیه بر حمایت اسرائیل در فقدان حمایت جهانی از «ایده استقلال» و عزم جدی دولتهای سهگانه همسایه در جلوگیری از تحقق این ایده برای آرمانی که مسعود بارزانی در پی آن است، فاجعهبار خواهد بود.برای رژیم صهیونیستی تغییر صورتمسئله و تبدیل بحران سیاسی پس از همهپرسی به رویارویی نظامی امری است ایدهآل؛ چه آنکه در صورت چنین تحولی عراق و ایران وارد درگیری نظامی احتمالا طولانیمدتی خواهند شد که حتی در صورت پیروزی، تبعات آن، جلب حمایت جهانی از «اقلیت کرد» از یک سو و تحریک احساسات اکراد ایران و کشاندن آنها به مقابله با دولت مرکزی از سوی دیگر خواهد بود. چنین تحولی فرصتهای بازیگری را برای اسرائیل که درحالحاضر در اقلیت محض قرار دارد، فراهم خواهد کرد. اگر بپذیریم که تبدیل بحران سیاسی اخیر به فاز نظامی، فاجعهای برای کل منطقه است، بنابراین باید از هر اقدامی که میتواند دولتهای عراق و ترکیه را به سمت این گزینه سوق دهد، پرهیز کرد. درحالحاضر جهان از «تمامیت ارضی» عراق حمایت میکند. این یک اصل پذیرفتهشده، بینالمللی و از اصول سازمان ملل متحد است. فقط در شرایط تحریک افکار عمومی و تبدیل یک مناقشه سیاسی به بحرانی نظامی که به یقین ابعاد فاجعهبار انسانی آن موجب حمایت جهانی از ایده بارزانی خواهد شد، میتواند اصل دیگر «حق تعیین سرنوشت» را رودرروی تمامیت ارضی عراق قرار داده و طرفداران قدرتمندی را در عرصه بینالمللی پیدا کند. با توجه به موارد فوقالذکر بر این باورم که باید موضع ایران در بحران کردستان عراق به تلاش دیپلماتیک برای میانجیگری بین دولت مرکزی عراق و اقلیم متمرکز شود. روشن است که در هیچ مرحلهای نمیتوان از تمامیت ارضی عراق عدول و از ایده تجزیه حمایت کرد. نکته آخر اینکه سیاسیون کشور در اعلام نظر باید جانب احتیاط را نگه دارند. اهانت به رهبران کُردی حتی در عراق و گذاشتن آنان در کنار رهبران رژیم صهیونیستی و مزدور قلمدادکردنشان و تکرار ایجاد اسرائیل دوم، از قبح مسئله میکاهد و موجب تحریک کردهای خودمان میشود و از این رهگذر پشتوانه و پیوندهای اقلیتی که بیشترین و قویترین همسانی نژادی و زبانی را با ایران و قوم آریایی دارند، تخریب میکند.
جاوید قرباناوغلی- مدیر کل وزارتخارجه دولت اصلاحات
