تیر ۲, ۱۳۹۵
37250
0
0

یک برداشت غلط درباره جلسات شعر نیمه رمضان

به گزارش‌‌‌‌‌ندای گیلان به نقل از خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، محمدجواد آسمان یکی از شاعران حاضر در دیدار امسال مقام معظم رهبری با شاعران، در مورد این جلسه صمیمانه نوشته است:در طی چند دههی گذشته، طولانیترین دیدارهای سالانهی رهبر فرزانهی انقلاب به ملاقات با شاعران اختصاص داشته است. این جلسهی صمیمی و خودمانی، […]

به گزارش‌‌‌‌‌ندای گیلان به نقل از خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، محمدجواد آسمان یکی از شاعران حاضر در دیدار امسال مقام معظم رهبری با شاعران، در مورد این جلسه صمیمانه نوشته است:در طی چند دههی گذشته، طولانیترین دیدارهای سالانهی رهبر فرزانهی انقلاب به ملاقات با شاعران اختصاص داشته است. این جلسهی صمیمی و خودمانی، امسال از غروب چهاردهم رمضان تا نخستین ساعت بامداد پانزدهم رمضان ادامه یافت. در این سالها پیرامون علاقهی شخصی پیر راهبر انقلاب به شعر، و نیز دربارهی اینکه خود ایشان از قبیلهی شاعرانند و از سالهای جوانی به شعر دلبسته بودهاند و در زمینهی نقد شعر هم صاحبنظر و کاردانند، در رسانهها بسیار سخن رفته است.بلی، به هیچ روی نمیتوان علقهی دیرینهی حضرت ایشان به ادبیات و مخصوصاً شعر را انکار کرد؛ امّا آیا تداوم چنین جلساتی آن هم با این کمّ و کیف، حقیقتاً تنها به دلیل همین دلبستگی شخصیست؟ به گمان من، یکی از ستمهای که هم بر شعر و هم بر رهبر گرامی ما رفته، همین مغالطه است؛ پایین آوردن شأن و ارزش این جلسه تا حدّ یک تفنّن شخصی. همین تلقّی، متأسّفانه دستمایهی رسانههای داخلی و بیگانه شده تا این جلسه را در نظرها در حدّ یک شب خوشباشی و شعرخوانی تنزّل دهند.درست است که ایشان شاعر و شعرشناس هستند، درست است که بسیاری از بزرگان شعر معاصر با ایشان دوستی دوسویه داشته و دارند، درست است که اهالی شعر نیز مانند قاطبهی مردم، به شخص ایشان عشق میورزند، درست است که نه تنها شاعران ایرانی (چه شاعران فارسیسرای ایرانی و چه دیگر شاعران ایران که به زبان بومی خود به ترکی، کردی و… شعر میسرایند) بلکه عموم فارسیسرایان کشورهای ایران و افغانستان و تاجیکستان و پاکستان و هندوستان و… ایشان را به سبب دلبستگی به شعر فارسی و به هزار و یک دلیل دیگر دوست میدارند، امّا حقیقتی که اغلب از آن غفلت شده، این است که جلسات سالانهی رهبر معظم با شاعران، بیشک وجه حقوقی قویتری دارد؛ این جلسه مجال دیدار اهالی شعر با کسیست که ورای پسند و علاقهی شخصی، از منظر قانون اساسی، بر کرسی ولایت مطلقهی فقیه و رهبری کشور تکیه زدهاند و مسئول رصد و آسیبشناسی و هدایت همهی شئون کلان کشور، از جمله رکن فرهنگ هستند.شاید همین برداشت غلط موجب شده که مسئولان فرهنگی کشور، اغلب تنها به نظارهی ستایشگرانهی این جلسه بنشینند و به رهنمودهای رهبری در این مجلس به چشم بخشنامه ننگرند.حقیقت آن است که عادت دستگاههای دولتی به بخشنامههای مکتوب، آنان را از اقدام به رهنمودهای شفاهی رهبر معظم انقلاب در حوزهی شعر، غافل کرده است. کما آن که امسال رهبر انقلاب به صراحت از عملکرد دستگاههای فرهنگی دولتی در زمینهی شعر ابراز ناخشنودی و حتّی ناامیدی کردند؛ ایشان فرمودند: آبی از دستگاههای دولتی گرم نمیشود.با این حال، به عنوان عضوی از جامعهی شعر کشور این حق را برای خود محفوظ میدانم که بپرسم؛ آیا هیچکدام از نهادهای فرهنگی دولتبنیاد کشور (اعمّ از شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزهی هنری، بنیاد شعر و ادبیات داستانی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معاونتهای فرهنگی هنری شهرداریها، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و…) که عموماً شعر هم در برنامههاشان جایی و جایگاهی دارد، تا کنون دور هم جمع شدهاند و مجموعهی رهنمودهای رهبر انقلاب در این جلسات متمادی را (که خوشبختانه به آسانی از طریق پایگاه اینترنتی دفتر رهبری در دسترس است) روی میز گذاشتهاند و بر اساس آن عملکرد گذشتهی خود را سنجیدهاند و به بررسی خلأهای پیشین و ضرورتهای آتی پرداختهاند؟ ایا این نهادها با استخراج اصول اساسی این رهنمودها برای شعر کشور نقشهی راه تعیین کردهاند؟ اصلاً آیا در سپهر چشمانداز بیستساله و برنامههای پنجساله و دیگر اسناد بالادستی توسعهی کشور، نقش و سهم و وضعشناسی شعر لحاظ شده است؟آیا حقیقتاً تخصیص بودجهها و برنامهریزیهای سالانهی این نهادها (چه در مورد ارتقای جایگاه و کیفیت شعر، و چه در رابطه با بهبود کیفیت زندگی شاعران و تأمین اجتماعی آنان به عنوان سرمایههای معنوی کشور) به شکل گام به گام و سال به سال، با هدفهای مشخّص و مطالعهشدهی کوتاهمدّت و بلندمدّت انجام میشود؟از این رو، به گمان من سالگرد این جلسات سالانه باید از سوی نهادهای مسئول، مناسبتی برای ارائهی عملکرد گذشته و بیان برنامههای آینده به شمار آید. چه اشکالی دارد اگر این قبیل نهادهای مسئول، از همین فردا کارگروه مشترکی را برای برنامهریزی و عملی کردن رهنمودهای رهبری تعیین کنند و در جلسهی سال آینده، نتیجهی عملی و محقّقشدهی اقداماتشان را به اطّلاع رهبر معظّم انقلاب و عموم مردم برسانند؟انتظار دیگری که رهبر بزرگوار انقلاب در جلسهی با شاعران بر آن تأکید فرمودند، ترویج و ترجمهی شعر بود. در این مورد خاص هم، روشن است که روی سخن ایشان با مسئولان فرهنگی کشور است؛ نه شاعران و نه مؤسّسات نحیف مردمنهاد. تا جایی که خبر دارم، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالهای اخیر مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی را در چهارچوب سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان سکّاندار مدیریت وضعیت ترجمه از زبان فارسی به زبانهای دیگر تعیین کرده است.از سوی دیگر، پس از تأکید صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار دو سال پیش مسئولان حوزه هنری، مرکز ترجمه حوزه هنری نیز کار خود را آغاز کرده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با شرایط خاصی از ترجمهی آثار فارسی به زبانهای دیگر حمایت میکند. با اینهمه، هنوز تا حصول نتایجی ملموس و رضایتبخش در این زمینه راهی درازی باقیست. در این زمینه نیز پرسشهای روشنی مطرح میشود که نیازمند پاسخگویی و اقدام مسئولان است؛ سهم شعر و ترجمهی شعر در جدول تناسبی بودجهی سالانهی کشور چقدر است؟رایزنیهای فرهنگی و خانههای فرهنگ ایران در کشورهای مختلف، در کارنامهی سی و چند سالهشان چه کار مشخّصی در راه انعکاس شعر معاصر ایران در کشورهای دیگر انجام دادهاند؟ آیا گزیدهای منقّح از شعرهای ترجمهپذیری که شاعران ما در طول چند دههی اخیر با موضوع فلسطین و مقاومت سرودهاند، به زبان عربی ترجمه شده و به دست خود اهالی فلسطین (و البته دیگر اهالی کشورهای عربزبان) رسیده است؟ آیا پس از حسّاس شدن فراگیر شاعران ایران نسبت به موضوع شیخ زکزاکی، که حاصلش تعداد قابل توجّهی شعر فاخر و تأثیرگذار بود، این سرودهها ترجمه شد و دست کم در اختیار شیعیان نیجریه قرار گرفت؟آیا سرودههای بیشماری که شاعران معاصر ایران با موضوع مقاومت لبنان سرودهاند، ترجمه شده و به اطلاع شهروندان لبنان رسیده است؟ آیا اشعار همدلانهای که شاعران ایران برای همدردی با مسلمانان تحت ستم سوریه و عراق در طول بیدار شدن اژدهای تکفیر در آن منطقه سرودهاند، به گوش اهالی این کشورها رسیده است؟آیا اهالی یمن توانستهاند از راه ترجمه، از زمزمههای سوزناک و در عین حال امیدبخش و راهگشای شاعران ایران در اظهار همدردی با آنان آگاه شوند؟ آیا جمعیت کثیر کشورهایی که در راه بیداری اسلامی قیام کردند و هنوز از حصول نتیجهی نهضتشان ناامید نیستند، اصلاً خبر دارند که در طول چند سال گذشته، چه موج باشکوهی از تولید اثر ادبی در این زمینه در ایران به راه افتاده است؟ آیا معترضان مظلوم بحرینی به درستی از حمایت معنوی شاعران ایران مطّلع شدهاند؟ آیا توانستهایم با ترجمهی شعرهای فاخری که حامل روح دفاع مقدّس هستند، کدورت بیجا را از دل اهالی عراق بزداییم و در مورد آنچه که صدّام در طول سالیان بر سر ما و آنها آورد روشنگری کنیم؟زمان آن فرا رسیده که مسئولان اجرایی، ستایشهای صوری و ابراز لطفهای بینتیجه و حرف و حدیثهای فانتزی و تئوریک در مورد شعر را فعلاً تعطیل کنند و به فکر گامهای عملی برای ارتقای جایگاه شعر باشند. امید من آن است که به عنوان پیگیر مسائل شعر، سال آینده در همین روزها از قول تکتک مسئولان نهادهای مختلف فرهنگی بشنوم و بخوانم که در طول یک سالی که مهلت داشتهاند، به طور روشن و مشخّص چه کار ملموسی برای شعر کردهاند. شاعر گفت: به عمل کار برآید و اتّفاقاً امسال، سال اقدام و عمل است…
انتهای پیام/و