سپتامبر 22, 2026
175772

صعود در جدول دانش

    رقابتی که فاصله‌اش فقط ۱۰ دانشگاه است، به یکی از نکات جالب توجه آمارهای امسال بدل شده است.    ایران در آستانه صدر پراکندگی جغرافیایی این فهرست نشان می‌دهد قدرت‌های جمعیتی و اقتصادی جهان اسلام، همانجا که در آمارهای دیگر هم تکرار می‌شود، در عرصه‌ دانشگاه نیز خودنمایی می‌کنند: پس از ترکیه و ایران، پاکستان […]

 

 
رقابتی که فاصله‌اش فقط ۱۰ دانشگاه است، به یکی از نکات جالب توجه آمارهای امسال بدل شده است.    ایران در آستانه صدر پراکندگی جغرافیایی این فهرست نشان می‌دهد قدرت‌های جمعیتی و اقتصادی جهان اسلام، همانجا که در آمارهای دیگر هم تکرار می‌شود، در عرصه‌ دانشگاه نیز خودنمایی می‌کنند: پس از ترکیه و ایران، پاکستان با ۴۷ دانشگاه، مصر با ۳۵، اندونزی با ۳۱ و عربستان با ۲۹ دانشگاه در رتبه‌های سوم تا ششم قرار گرفته‌اند. الجزایر با ۲۴ دانشگاه، مالزی با ۲۳ و عراق و نیجریه هرکدام با ۲۱ دانشگاه رده‌های هفتم تا دهم را در اختیار دارند. آنچه این جدول را برای ما جذاب می‌کند، نزدیکی فاصله‌ تهران و آنکاراست. ترکیه با سرمایه‌گذاری دیرینه بر زیرساخت دانشگاهی و بین‌المللی‌سازی سال‌هاست در این میدان پیشتاز بوده، اما ایران روندی صعودی را طی کرده‌؛ روندی که کارشناسان آن را حاصل توسعه کمی دانشگاه‌ها در دو دهه اخیر و ورود موفق‌تر دانشگاه‌های صنعتی و پزشکی کشور به فهرست‌های جهانی می‌دانند. اگر همین شیب ادامه یابد، جابه‌جایی صدرنشینی در میان کشورهای اسلامی در چند سال آینده چندان دور از ذهن نیست.    سهم علوم طبیعی از تولیدات علمی ایراننمودار دیگری از همین آمار، تصویر روشن‌تری از ساختار تولید علم در ایران می‌دهد. طبق این داده‌ها که مقالات ایرانی به تفکیک حوزه‌ تخصصی را نشان می‌دهد، علوم طبیعیبا ۳۷.۷درصد بزرگ‌ترین سهم را دارد‌؛ یعنی بیش از یک‌سوم تولیدات علمی ایران در رشته‌هایی مانند فیزیک، شیمی و زمین‌شناسی شکل می‌گیرد. مهندسی و فناوری با ۳۰.۶درصد در جایگاه دوم نشسته و مجموع این دو حوزه، نزدیک به ۶۹‌درصد کل مقالات علمی کشور را تشکیل می‌دهد. این آمار به‌روشنی گویای آن است که  وزن تولید علم ایران بر دوش رشته‌های فنی و تجربی است‌؛ الگویی که با سیاست‌های توسعه‌ای کشور و جایگاه صنعتی آن همخوانی دارد. علوم بهداشتی و پزشکی با ۲۱.۷ درصد رتبه سوم را دارد‌؛ عددی که با توجه به شبکه گسترده دانشگاه‌های علوم پزشکی و جایگاه قابل قبول ایران در تولید واکسن و دارو، طبیعی به نظر می‌رسد. در مقابل، علوم کشاورزی و دامپزشکی فقط ۵.۱درصد و علوم اجتماعی ۴‌درصد سهم دارند و هنر و علوم انسانی با ۰.۹ درصد عملا در حاشیه تولیدات علمی کشور قرار گرفته‌اند.    شکاف انسانی و پرسش کیفیتهمین پراکندگی، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: آیا این آمار نشانه سلامت نظام علمی است یا نوعی عدم توازن؟ سهم کمرنگ علوم انسانی و اجتماعی در تولیدات علمی ایران، در حالی است که این حوزه‌ها مستقیما به مسائلی چون اشتغال، آسیب‌های اجتماعی، شهرسازی و سیاست‌گذاری گره خورده‌اند. کارشناسان معتقدند بخشی از این سهم اندک به محدودیت‌های پژوهشی، چالش انتشار بین‌المللی و ضعف زیرساخت نشریات معتبر فارسی در این حوزه‌ها بازمی‌گردد. نکته دیگر آن‌که تعداد دانشگاه‌های حاضر در  رتبه‌بندی، لزوما معیار کیفیت نیست. ورود به این فهرست نشان می‌دهد یک دانشگاه از نظر پژوهش، استنادها و تبادل بین‌المللی استانداردهایی را پشت‌سر گذاشته اما جایگاه داخلی هر دانشگاه در این فهرست اهمیتی است که جدول ساده‌ کشوری از آن غافل می‌شود. ایران شاید روزی از ترکیه پیشی بگیرد اما پرسش اصلی این است که چند دانشگاه ایرانی می‌توانند به جمع ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان راه یابند. 

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *