از دلار ۲۶۳ هزار تومانی تا افغانی ۴ هزار تومانی؛ ریال چگونه آب رفت؟
اقتصاد۲۴- رشد نرخ دلار به صورت روز به روز با شتابی باورنکردنی، کافی است تا ناکارآمدی سیاستهای ارزی دولت را درک کنیم، اما برای روشنتر شد قضیه کافی است گوشه چشمی هم به نرخ افغانی داشته باشیم. همین دیروز قیمت افغانی به حدود ۴ هزار و ۱۲۶ تومان رسید؛ ارزی که سال ۱۴۰۵ را در محدوده […]
اقتصاد۲۴- رشد نرخ دلار به صورت روز به روز با شتابی باورنکردنی، کافی است تا ناکارآمدی سیاستهای ارزی دولت را درک کنیم، اما برای روشنتر شد قضیه کافی است گوشه چشمی هم به نرخ افغانی داشته باشیم. همین دیروز قیمت افغانی به حدود ۴ هزار و ۱۲۶ تومان رسید؛ ارزی که سال ۱۴۰۵ را در محدوده ۲ هزار و ۴۵۰ تومان آغاز کرده بود. به این ترتیب، قیمت افغانی در کمتر از شش ماه حدود ۶۳ درصد افزایش یافته است.
در نگاه اول شاید این اتفاق به معنای تقویت پول افغانستان به نظر برسد، اما ماجرا کمی متفاوت است. برای فهم آن باید به رابطه افغانی با دلار و سپس به رابطه دلار با ریال نگاه کرد. نرخ دلار در افغانستان در روزهای اخیر در محدوده ۶۵ افغانی قرار داشته است. از سوی دیگر، دلار روز گذشته در بازار ایران با نرخ ۲۶۳ هزار تومان معامله میشد و طی یک ماه نیز بیش از ۲۱ درصد افزایش قیمت داشت.
افغانی بالا رفت یا ریال پایین آمد؟
بنابراین قیمت افغانی در ایران فقط داستان افزایش ارزش پول افغانستان نیست؛ بخش بزرگی از این عدد، آینهای از کاهش ارزش ریال است. ماجرا از همینجا جالب میشود. در ادبیات روزمره بازار ارز معمولاً گفته میشود «دلار گران شد»، «یورو بالا رفت» یا حالا «افغانی ۴ هزار تومانی شد». اما در طرف دیگر این معادله، اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است: پول ملی ارزانتر و بیارزشتر میشود.
دادههای بازار ارز نشان میدهد قیمت دلار در روزهای پایانی شهریور و ابتدای مهر با سرعت زیادی افزایش پیدا کرده است. در آرشیو قیمت دلار، نرخ ثبتشده در ۳۰ شهریور حدود ۲۳۵ هزار تومان بود و در هشتم مهر به محدوده ۲۶۳ هزار تومان رسید؛ یعنی در فاصلهای کوتاه، دهها هزار تومان به قیمت هر دلار اضافه شد.
در همین بازه، نرخ افغانی نیز جهش قابل توجهی داشت و از محدوده ۳ هزار و ۷۰۰ تومان در پایان شهریور به بالای ۴ هزار تومان رسید. در واقع، نمودار افغانی در بازار ایران نیز همان چیزی را نشان میدهد که نمودار دلار نشان میدهد و ریال در حال از دست دادن ارزش خود در برابر ارزهای خارجی است.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ افغانی در برابر دلار در این مدت دچار یک سقوط مشابه ریال نشده است. دادههای بازار ارز افغانستان نشان میدهد هر دلار در روزهای اخیر در محدوده ۶۵ تا ۶۸ افغانی معامله شده است.
یعنی وقتی دلار در افغانستان تقریباً در همین محدوده معامله میشود، اما قیمت دلار در ایران با سرعت از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و به محدوده ۲۶۳ هزار تومان رسیده، طبیعی است که ارزش ریالی افغانی هم افزایش پیدا کند.
اقتصاد افغانستان از ما موفقتر است؟
رسیدن افغانی به ۴ هزار تومان به این معنا نیست که افغانستان ناگهان به یک اقتصاد باثبات و موفق تبدیل شده یا سیاستهای اقتصادی طالبان را میتوان الگویی برای ایران دانست.
افغانستان همچنان با مشکلات جدی اقتصادی مواجه است؛ فقر، ضعف سرمایهگذاری، محدودیتهای بانکی، کسری تجاری، کاهش درآمد سرانه و محدودیت دسترسی به نظام مالی بینالمللی همچنان بخش مهمی از مشکلات این کشور هستند. حتی گزارشهای بانک جهانی نیز در کنار اشاره به رشد اقتصادی افغانستان، بر مشکلات ساختاری و کاهش سطح زندگی مردم تأکید کردهاند.
با این حال، این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که افغانی در برابر دلار طی بخشهایی از این دوره ثبات نسبی خود را حفظ کرده است. دادههای بازار نیز نشان میدهد نرخ دلار در برابر افغانی در روزهای اخیر در محدوده ۶۶ تا ۶۸ افغانی قرار داشته است.
حال باید دید، چرا پول کشوری که خود با بحرانهای اقتصادی و سیاسی متعدد مواجه است، در برابر دلار ثبات نسبی بیشتری دارد، در حالی که ریال ایران در فاصله کوتاهی بخش قابل توجهی از ارزش خود را از دست داده است؟
همتی: بازار ارز را کنترل کردیم
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که آن را کنار اظهارات عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، قرار دهیم. همتی در روزهای اخیر چند بار بر توان بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز تأکید کرده است. او گفته بود بانک مرکزی از دو روز پیش وارد بازار ارز شده و بازار به یک «ثبات نسبی» رسیده است. رئیس کل بانک مرکزی همچنین از عرضه ۲ میلیارد دلار برای مدیریت بازار سخن گفت و توضیح داد که در مرحله نخست، هر فرد میتواند تا سقف ۱۰ هزار دلار ارز خریداری کند.
بیشتر بخوانید: پشت پرده جهش قیمت دلار؛ نقدینگی چگونه بازار ارز را بههم ریخت؟
همتی در اظهارات دیگری گفت بانک مرکزی برای حفظ آرامش و کنترل قیمتها اقدام به فروش ارز کرده و تأکید کرد که اگر منابع ارزی وجود نداشت، امکان چنین عرضهای فراهم نبود.
او همچنین گفت جهش قیمت ارز را نمیتوان صرفاً به کمبود ارز نسبت داد و بخش مهمی از افزایش قیمت را به انتظارات و شرایط روانی بازار مرتبط دانست. همتی تأکید کرده که بانک مرکزی «مداخله در بازار ارز» را تا زمانی که لازم باشد ادامه خواهد داد.
در ظاهر، این سیاست قرار است یک پیام مشخص داشته باشد؛ بانک مرکزی منابع لازم برای مقابله با جهش نرخ ارز را در اختیار دارد و اجازه نمیدهد بازار از کنترل خارج شود. اما کسی از این حرف نمیزند که معیار کنترل بازار چیست؟
اگر منظور از کنترل، جلوگیری از یک جهش ناگهانی در یک روز یا یک هفته باشد، عرضه ارز میتواند تا حدی چنین اثری داشته باشد. اما اگر منظور حفظ ارزش پول ملی باشد، آن وقت باید به روند چندماهه نرخ ارز نگاه کرد؛ روندی که نشان میدهد ریال همچنان تحت فشار قرار دارد.
ارزپاشی جواب میدهد؟
عرضه ارز در بازار طبیعتاً میتواند بر قیمت اثر بگذارد. اما تزریق ارز به بازار، بهتنهایی نمیتواند تمام عواملی را که ارزش پول ملی را تعیین میکنند، تغییر دهد.
تورم، کسری بودجه، انتظارات تورمی، محدودیتهای تجارت خارجی، تحریمها، دسترسی به منابع ارزی و میزان اعتماد فعالان اقتصادی به آینده، همگی در تعیین ارزش پول ملی نقش دارند.
به همین دلیل، اگر بانک مرکزی امروز دو میلیارد دلار ارز عرضه کند و برای مدتی نرخ دلار را آرام نگه دارد، این اقدام میتواند یک ابزار کوتاهمدت برای مدیریت بازار باشد؛ اما اینکه این سیاست بتواند روند کاهش ارزش ریال را متوقف کند، موضوع دیگری است.
تجربه بازار در هفتههای اخیر نشان میدهد این پرسش همچنان پابرجاست. در آرشیو نرخ دلار، قیمت بازار آزاد از حدود ۲۲۲ هزار تومان در اول مهر به بیش از ۲۶۰ هزار تومان در روزهای بعد رسیده است. در چنین شرایطی، اعلام «ثبات نسبی» با «بازگشت ارزش ریال» تفاوت دارد. ممکن است بازار پس از یک جهش برای چند روز آرام شود، اما اگر نرخ ارز در سطحی بسیار بالاتر از ماه قبل تثبیت شود، این به معنای حفظ ارزش پول ملی نیست. در بهترین حالت میتوان گفت سرعت رشد قیمت کاهش پیدا کرده است.
قیمت افغانی، آینه سقوط پول ملی
اینجاست که افغانی اهمیت پیدا میکند. شاید اگر فقط درباره دلار صحبت کنیم، بتوان افزایش نرخ آن را به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و انتظارات بازار نسبت داد. اما وقتی قیمت افغانی نیز در بازار ایران به بالای ۴ هزار تومان میرسد، تصویر روشنتری از کاهش ارزش ریال به دست میآید. در واقع، افغانی به یک شاخص جانبی برای سنجش افت ریال تبدیل شده است.
مدیریت و کنترل بازار به سبک همتی
همتی گفته است بانک مرکزی بازار را مدیریت میکند و مداخله ارزی تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهد داشت. او همچنین گفته است که بانک مرکزی منابع ارزی دارد و قرار نیست فشارهای خارجی اقتصاد ایران را از پا درآورد. اما در ارزیابی این اظهارات، مسئله اصلی نه سخنان مسئولان بلکه نتیجه سیاستهاست.
بازار ارز در نهایت با عددها قضاوت میکند. اگر نرخ دلار بالا میرود، اگر افغانی در بازار ایران به ۴ هزار تومان میرسد و اگر مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت ارز، طلا و سایر داراییها میروند، اینها نشانههایی هستند که باید در کنار وعدههای ثبات بازار دیده شوند.
مشکل اصلی اقتصاد ایران این نیست که دلار امروز چند هزار تومان گرانتر شده است. مسئله اصلی این است که کاهش ارزش ریال چگونه خود را در زندگی مردم نشان میدهد.
وقتی ریال ضعیف میشود، هزینه کالاهای وارداتی افزایش پیدا میکند؛ تولیدکنندهای که مواد اولیه یا تجهیزات وارداتی دارد با هزینه بیشتری روبهرو میشود؛ قیمت داراییها بالا میرود و در نهایت فشار تورمی به مصرفکننده منتقل میشود. از سوی دیگر، کاهش ارزش پول ملی اعتماد مردم به نگهداری ریال را هم کاهش میدهد. اگر شهروندی تصور کند پولی که امروز در اختیار دارد چند ماه دیگر ارزش کمتری خواهد داشت، طبیعی است که به دنبال راهی برای حفظ قدرت خرید خود باشد.
این رفتار نیز خود میتواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد و به نوبه خود بر بازار اثر بگذارد. به همین دلیل است که کنترل پایدار بازار ارز فقط با تزریق دلار امکانپذیر نیست. بانک مرکزی میتواند ارز عرضه کند، اما نمیتواند به تنهایی تورم، کسری بودجه، نااطمینانی اقتصادی و انتظارات تورمی را از میان ببرد.
دیدگاهتان را بنویسید