ندای گیلان: جوان بیکاری پس از جستجوی بسیار در یک سیرک استخدام شد. مدیر سیرک به او گفت: ببین پسر جان ! تو باید سعی کنی نقش میمون را خوب بازی کنی ولی حواست باشد توی قفس شیر نیفتی.
جوان چند روز اول کارش را به خوبی انجام داد و مانند یک میمون از این درخت به آن درخت می پرید. ولی ناگهان روزی به داخل قفس شیر افتاد و بسیار ترسید . با خودش گفت: خدایا آخر این چه سرنوشتی است که من دارم ؟ بعد از این همه بیکاری ، حالا که کار پیدا کرده ام باید خوراک شیر شوم ؟
ناگهان شیر به صدا درآمد و گفت : نترس جانم من هم جوان بیکاری بودم که کاری پیدا نکردم . الان حدود چهل سال است که دارم نقش شیر بازی می کنم .
به گزارش تابناک گیلان، پوران درخشنده چندی پیش در خصوص زخم کهنه بیکاری در کشور اینگونه نوشت:
یکی از مهمترین مسائلی که این روزها ذهنم را به خود درگیر کرده، معضل بیکاری جوانهاست؛ موضوعی که همواره چونان زخمی کهنه چهره جامعه را دچار آسیب کرده است.
با این تفاوت که در سالهای اخیر معضل بیکاری جوانها ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفته است. آن هم در شرایطی که تعداد تحصیلکردههای جامعه ما افزایش قابلتوجهی داشتهاند. کافی است تعداد فارغالتحصیلهای امروز را با 20 سال پیش مقایسه کنیم تا ببینیم چقدر جوانهای تحصیلکرده افزایش یافته است. در چنین شرایطی، فرصتهای شغلی بهشدت کاهش یافته است.
استخدام که سالیان سال است تقریبا برچیده شده و جز در موارد خاص، بهندرت شاهد استخدام هستیم. وقتی بیکاری شدت میگیرد، تبعاتش کل جامعه را تحتتاثیر قرار میدهد. هنگامی که موضوع اشتغال جوانها با بیتوجهی و کمتوجهی مواجه میشود، طبیعی است که آمار اعتیاد هم افزایش یابد. بخشی از مسئله گرایش جوانها به مواد مخدر قطعا به موضوع بیکاری بازمیگردد.
جوانی که کار ندارد برای فرار از مسئولیتها و فراموشکردن وضعیت نامطلوبی که دچارش شده، به مواد مخدر پناه میبرد. بیکاری، ریشه بسیاری از طلاقها نیز هست. چه بسیار خانوادههایی که به دلیل عدم اشتغال سرپرست خانواده دچار فروپاشی میشوند. جوانی که ازدواج کرده و مسئولیت اداره زندگی را عهدهدار شده، وقتی از پس خرج برنمیآید و هنگامی که فاقد کار است یا شغلش را از دست میدهد، ناخواسته مسیر جدایی و فروپاشی خانواده را انتخاب میکند. بسیاری از دعواها و درگیریهای میان زنها و همسرانشان به دلیل مشکل اقتصادی بهوقوع میپیوندد.
قدیم ها یک نفر کار می کرد، 10 نفر زندگی می کردند ، این روزها یک خانواده کار می کند تا یک فرزند زندگی کند.این حکایت مثل قدیمی و زندگی امروز ماست.زندگیی که انسان ها را به ماشین کار تبدیل کرده که فقط برای زنده ماندن می خورند و می آشامند و می خوابند.
به گزارش تابناک گیلان، این روزها با وجود اینکه آمار ها از بیکاری جوانان و بحرانی شدن نرخ بیکاری می گویند ، با این حال بسیاری از افرادی که توانسته اند برای خود شغلی دست و پا کنند نیز به اصلاح معروف در دخل و خرجشان مانده اند و مجبورند بعضا شغل دوم یا حتی شغل سوم داشته باشند.شغل هایی که دست و پای آنها برای درست زندگی کردن را مبندد و روح و جسم آنها را می فرساید.
امروز عنوان میشود بین ۴.۷ تا ۷.۱ میلیون نفر در ایران دوشغله و یا سه شغله هستند و ۵.۲ میلیون نفر نیز میگویند در جستجوی آن هستند.
بحران بیکاری وافزایش چند شغله ها
نگاهی به آمارهای رسمی کشور درباره بیکاری جوانان زیر ۳۰ سال کشور نشان می دهد تلاش بسیاری از کارجویان برای دستیابی به شغل بی نتیجه مانده و از اینرو، کشور در این بخش با نوعی بیکاری انباشته شده روبرو است. در حالی که نرخ عمومی بیکاری در سال گذشته ۱۲.۱ درصد بوده، جوانان در حال سپری کردن روزهای بیکاری با نرخ عمومی ۲۹.۸ بودند.
از سویی، بیکاری جوانان زیر ۳۰ سال کشور از ۱۵.۳ درصد قم در بهترین شرایط تا ۵۰.۱ درصد مازندران در بدترین شرایط در نوسان بوده که فاصله ۳۴.۸ درصدی بیکاری در بین استان ها نشان دهنده تاثیر مستقیم محل زندگی در بیکاری و اشتغال و همچنین توزیع نامتوازن امکانات و ثروت در کشور است که باعث ایجاد استان های برخوردار و استان های کمتر برخوردار و حتی محروم شده است.
بالاترین نرخ های بیکاری جوانان مربوط به استان هایی مانند ایلام با ۴۴ درصد، چهارمحال و بختیاری با ۴۷.۴ درصد، خراسان شمالی ۴۰.۴ درصد، کرمانشاه با ۴۵.۲ درصد، کهگیلویه و بویراحمد ۴۷ درصد، گیلان ۴۰.۶ درصد، لرستان ۴۱.۱ و مازندران با ۵۰.۱ درصد است.
البته اوضاع برخی استان ها مانند بوشهر با ۱۸.۵ درصد، قم ۱۵.۳ درصد، کرمان و همدان با ۱۷.۵ درصد بهتر است. دستکم در این ۳ استان کشور بیکاری جوانان زیر ۲۰ درصد قرار دارد. اما اوضاع بیکاری زنان جوان بسیار بدتر از نرخ عمومی بیکاری و نرخ بیکاری مردان است به نحوی که بیکاری زنان در استان ایلام ۸۶.۴ درصد است؛ در عین حال متوسط نرخ بیکاری زنان زیر ۳۰ سال کشور ۵۴.۵ درصد است.
با وجود این همه بیکاری جوانان و تحصیل کرده ها اما نکته اینجاست که وضعیت کارگران و کارمندان برای زندگی در شهرها انقدر نامناسب است که دست فروشی، رانندگی آژلنس، مسافر کشی و حتی دلالی در بازار های مختلف شغل دوم و سوم بسیاری از آنها شده است.
این در حالی است که برخی حتی استخدام کارهای نیمه وقت بد از ظهر هستندو فرصت های شغلی را برای سایر بیکاران می گیرند.
بر اساس آخرین پیمایش میدانی صورت گرفته در کشور از مجموع ۲۱ میلیون نفر شاغل کشور در سال ۱۳۹۲، بیش از ۴۰۰ هزار نفر از شاغلان اظهار کردهاند که بیش از یک شغل داشتهاند که ۱۵ درصد آنان، شغل اصلیشان مزد و حقوقبگیر بخش عمومی و ۱۹.۴ درصد مزد و حقوقبگیر بخش خصوصی بوده و ۶۵.۶ درصد در سایر بخشها (کارکن مستقل، کارفرما و کارکن فامیلی بدون مزد) مشغول فعالیت بودهاند.
از سوی دیگر بر اساس آخرین آمار امسال، کسری درآمدها، افزایش مداوم مخارج زندگی و حقوقهای پایین باعث شده تا 3/42 درصد نیروی کار کشور معادل 5/8 میلیون نفر دو شیفته شوند. تهرانیها، مازندرانیها و البرزیها بیشتر از سایر استانها کار میکنند.
تحلیل آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران نشان میدهد که از مجموع ۲۱ میلیون و ۳۰۴ هزارنفر شاغل کشور تا پایان سال گذشته، ۱۸ میلیون و ۲۰۵ هزار نفر مرد و حدود ۳ میلیون و ۱۰۰ هزارنفر نیز زن بودهاند. همچنین آمارها میگویند از مجموع شاغلان مرد کشور ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر و از مجموع شاغلان زن کشور نیز ۴۴۳ هزارنفر اقدام به انجام اضافه کاری یا تقاضا برای انجام آن داشتهاند.
آیا دستمزدها در ایران واقعی است؟
به اعتقاد کارشناسان بازار کار یکی از دلایل گرایش مردم به سمت مشاغل دوم عدم داشتن مزد واقعی نیروی کار است. متأسفانه دستمزد نیروی کار در شرایط فعلی با واقعیت همسان نیست. نتایج بررسی بانک مرکزی نشان می دهد که در سال گذشته هزینه سالانه یک خانوار ایرانی 32میلیون و 876 هزار تومان و درآمد سالانه همان خانوار 31میلیون و 393هزار تومان بوده بنابراین خانوارهای ایرانی در سال گذشته یک میلیون و 483 هزار تومان کسری داشتند. همین امر باعث گرایش مردم به مشاغل دیگر میشود.
برخی عدم رضایت از شغل اول را از علل گرایش افراد به سمت شغلهای دیگر میدانند و برخی دیگر از کافی نبودن درآمد شغل اول سخن میگویند اما به زعم کارشناسان بازار کار، مهمترین دلیل دو شغله بودن افراد به ویژه کسانی که در ردههای پایین شغلی هستند، مشکلات معیشتی و عدم تأمین نیازهای خود و خانواده است که ناچار به شغل دوم روی میآورند.
هادی ابوی سخنگوی کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران کشور میگوید: با شرایط فعلی زندگیها به قدری سخت شده که تعداد افراد شاغل در بسیاری از خانوادهها به بیش از یک نفر افزایش پیدا کرده تا جایی که حتی زنان خانه نیز پا به پای مردان برای گذران زندگی کار میکنند.
وی میافزاید: یکی از توجیهاتی که در مورد اشتغال افراد دو شغله و بعضاً سه شغله میشنویم این است که از تجارب آنها در کار استفاده میشود در حالی که وقتی به بحران بیکاری در کشور نگاه میکنیم چارهای جز ساماندهی دو شغلهها نداریم.
به اعتقاد سخنگوی کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران کشور، بالا بردن سن بازنشستگی یکی از عوامل موثر بر پدیده دو شغله بودن است چرا که فرد بازنشسته بعد از 30 سال کار و تلاش باید به گونهای زندگی کند که در دوران فراغت از کار نیازی به رفتن مجدد بر سرکار نداشته باشد اما بر خلاف تصور، خرج و مخارج و هزینههای افراد بازنشسته به مراتب بیشتر از دوران کار است و اغلب برای تامین هزینههای زندگی و درمان، شغل دومی برای خود برمیگزینند.
در هر حال نکته اینجاست که انجام چند شغل توسط یک فرد باعث سلب فرصتهای شغلی از افراد فاقد کار می شود و به گسترش بیکاری دامن میزند از این رو انتظار میرود دولتها با اتخاذ سیاستهایی راهکار مناسب برای حمایت و صیانت از نیروی کار داده باشند تا پدیده دو شغله و چند شغله بودن در جامعه کمرنگ شود وآدمها بتوانند اندک زمان عمر خود را زندگی کنند.