به گزارش ندای گیلان: جنگلهای هیرکانی شمال کشور، جنگلهای بهجا مانده از عصر یخبندان، که شاید تنها در چند نقطه از کره زمین باقی ماندهاند، در دست بررسی است که تنفس کنند یا همچنان مورد برداشت قرار گیرند. جنگلهایی که از لحاظ غنای ژنتیکی، نمونه مشابه ندارند و از نگاه کارشناسان حوزه حفاظت محیط زیست و جنگل، نباید به چشم جنگلهای قابل بهرهبرداری به آنها نگاه کرد.
به گزارش “لاهیگ” به نقل از “اعتماد”، طرح تنفس جنگلها که به جنگلهای شمال اشاره مستقیم دارد، همچنان در دست بررسی از سوی موافقان و مخالفان است؛ طرحی که تأکید دارد جنگلهای کهن شمال کشور که تنها یک درصد از مساحت کل کشور را دربر میگیرند، باید استراحت کنند و حداقل تا ١٠ سال، مورد بهرهبرداری قرار نگیرند.
موافقان طرح بر لزوم اجرای کامل آن تأکید دارند و مخالفان، دغدغه بیکاری شاغلان در این حوزه را دارند و بلااستفاده ماندن جنگلهای شمال و از دست دادن نعمتهای خدادادی در این منطقه.
کمیتهای در اینخصوص تشکیل شده به نام کمیته صیانت از جنگلهای شمال کشور که مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست، آن را متشکل از اساتید دانشگاهی و کارشناسان سازمان و سازمان جنگلهای کشور میداند.
حمید گشتاسب میگونی با اشاره به طرح تنفس جنگلها به “اعتماد” گفت: کمیته صیانت از جنگلهای شمال کشور که در دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شده، متشکل از اساتید دانشگاهی است و کارشناسان هر دو سازمان. در این کمیته طرح تنفس جنگلها را پیگیری میکنیم. آنچه به نتیجه رسید، این بود که موافقت همه افراد شرکتکننده در این کمیته با استراحت جنگلهای شمال پیش رفت. این کار، نیاز به ابزارها و ساز و کارهایی برای اجرایی شدن طرح دارد. پیشنهاداتی هم دادیم که به چه شکلی انجام شود. در هر حال، در جنگلهای شمال، بهرهبردارانی هستند که حقوق قانونی برایشان ایجاد شده و بر اساس این حقوق، از این منابع استفاده میکنند. اما سئوالی که مطرح است، این است که تکلیف بهرهبرداران چه خواهد شد. ما قصد حذف بهرهبرداران را نداریم. اگر این طرح تصویب شود، این افراد، حضورشان مسجل خواهد شد؛ اما در کارهای حفاظتی و احیایی. در واقع ما بهرهبردار را حذف نمیکنیم، او را به کار دیگری میگماریم تا بهرهبرداری دیگر اتفاق نیفتد.
او درخصوص راهکارهایی که کمترین میزان ضرر را به بهرهبرداران میرساند، گفت: باید به راهکارهایی برسیم که از طریق آنها، بهرهبردار زیان نبیند. مثل اینکه اعتباری را پیشبینی کنیم و بر مبنای آن اعتبار، که سنجش اعتبار بر این است که بهرهبردار در سال چقدر درآمد دارد، آن را پرداخت کنیم. به این طریق، بهرهبردار به حقوقش میرسد؛ اما بهواسطه امر احیاء و حفاظت. بحث روی آوردن به واردات چوب و صرفنظر از منابع درختی جنگلها، بحث دیگری است که مخالفان طرح، به آن ایراد وارد میکنند.
مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه به صنایعی اشاره میکند که منبعشان چوب است و میگوید: بحث دیگر راهکاری است که باید برای صنایعی که منبعشان چوب است، درنظر بگیریم. یک راه این است که ورود چوب را آزاد کنیم. در حال حاضر موانعی برای واردات چوب هست؛ مثل بحثهایی که برای مبارزه با آفات وجود دارد. این دغدغه میان متولیان است که چوب وارد شده با خودش آفت نیاورد. سازمان جنگلها میگوید چوبی که میآید، باید پوستش کنده شود، چون آفتها در پوست چوب نفوذ میکنند و مجدداً به رشد خود ادامه میدهند. صنعت تأکید دارد چوب با پوست بیاید. اگر چوب وارد شود و خوراک صنعت مملکت تأمین شود، نیاز صنعت مرتفع میشود.

جنگلهای هیرکانی، یادگار دوران یخبندان
جنگلهای هیرکانی ـ جنگلهای واقع شده در نوار شمالی کشور ـ مهمترین موردی است که گشتاسب میگونی به آن میپردازد. از نگاه این مدیر زیستمحیطی، بحث اساسی ما، ارزشهای خود جنگلهای هیرکانی است؛ یادگاری از دوران بعد از یخبندان که در یک مقطع زمانی، در اکثر نقاط زمین گسترش داشتند، اما بهخاطر گسترش یخبندان، زیر یخ رفتند.
وی در اینخصوص میگوید: دلیل وجود جنگلهای سوزنی در اروپا همین یخبندان است. در توالی از بین رفتن جنگلهای پهن برگ، شاهد رشد جنگلهایی هستیم که سوزنی شکلاند و سازگار با سرما. این جنگلها تنها در قفقاز، لنکران، بخشهای محدودی از اروپا و ایران فقط وجود دارند. این جنگل، با نمونههای اندک، ارزش این را دارد که حفاظت شود. ما مخالف بهرهبرداری نیستیم، اما بهرهبرداری از جنگل، باید در حد ظرفیت رویشیاش انجام شود. در جنگلهای ما، سالانه، به ازای هر هکتار، سه تا پنج مترمکعب ظرفیت برداشت داریم. اگر از جنگلهایمان، هفت مترمکعب برداشت کنیم، آن را از بین بردهایم.
مدیرکل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست با تأکید بر ضرورت استراحت جنگلهای شمال معتقد است: با توجه به روند کاهش جنگلها، ضرورت این استراحت الزامی است تا این سفره خوان طبیعت را برای مدتی جمع کنیم و جنگل خودش را پیدا کند و احیاء شود. بر اساس آمارهای اعلام شده، ظرف چهار دهه اخیر، حداقل دو میلیون هکتار جنگل از بین رفته. زمانی جنگلهای شمال کشور در سه ـ چهار دهه گذشته سه میلیون هکتار اعلام میشد، الآن بین 1.5 تا 1.7 میلیون هکتار اعلام میشود.
اساس طرح تنفس جنگلها بر جنگلهای شمال کشور است. محدود بودن سطح و گستره رویشی این رویشگاهها در جهان، اهمیت آنها را در حد و اندازه بازماندگان تاریخی مهم میکند.
گشتاسب میگونی درحالی بر این سخنان تأکید میکند که ارزش جنگلهای غرب و مرکزی ایران را در امر حفاظت خاک، آب و گیاهان مهم میداند.
تنفس ١٠ ساله به جنگل، کارشناسی نیست
نماینده آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی در اینخصوص معتقد است: اینکه بخواهند ١٠ سال به جنگلهای ما تنفس بدهند، کارشناسی نیست. بسیاری از درختان جنگلی ما، بالای ١۵ سال سن دارند و الآن قابل استفادهاند؛ ١٠ سال دیگر نمیتوان از آنها استفاده کرد.
محمدحسین قربانی افزود: باید طرح صیانت از جنگل داشته باشیم؛ به این معنی که عمر مفید چوبها را درنظر بگیریم و بتوانیم کاشت داشته باشیم، یعنی احیای دورهای جنگل. اگر این نعمت الهی را استفاده نکنیم و بگوییم فرصت استراحت برای جنگل باشد و آن را احیاء نکنیم و از این نعمت خدادادی استفاده نکنیم، این سرمایه عظیم را بلااستفاده رها کردهایم. این طرح، کاری غیرکارشناسی و غیراصولی است.
وی اضافه کرد: باید بر اساس نیازهای جامعه پیش برویم و آنها را برآورده کنیم. همه جای دنیا به ازای برداشت یک اصله درخت، باید یک اصل درخت نشاء داشته باشیم. این میشود همان احیاء و حفاظت. اگر از جنگلها، نظارت و حفاظت نکنیم، این منابع را بهدست قاچاقچیان و مافیا دادهایم و آنها را باید از بین رفته تلقی کنیم که برای آیندگان هم چیزی باقی نمیماند.
نماینده آستانه اشرفیه در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در این میان تعارضی بین سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگلهاست. هرکدام حرف خودشان را میزنند. باید هرکدام از این سازمانها، یک پروسه و طرح را پیگیری کنند، به نتیجه برسانند تا متناسب با جنگلهای شمال برداشت اتفاق بیفتد.
قربانی گفت: من مخالف برداشت ١٠ سالهام. همه گونههای جنگلی را نمیتوانیم به یک چوب برانیم. خیلی از جنگلهای ما در سن ١٠ تا ١۵ ساله هستند؛ اگر ١٠ سال هم بگذرد، فایده ندارد. من به طرح علمی معتقدم. امروز ما تبدیل به بزرگترین واردکننده کاغذ دنیا شدهایم. صنایع کاغذ و چوب ما خوابیده، کارخانه چوکای ما ۴٠٠٠ کارگر داشت، الآن کمتر از ١٠٠ کارگر دارد. صنعتی به این عظمت که مواد اولیهاش چوبهای جنگلهای ماست، دارد از بین میرود. وقتی نظارت از بین رفت، همین چوبها توسط قاچاقچیها برده شد.
وی خاطرنشان کرد: ١٠ سال تنفس فایده ندارد، وقتی هیچ برداشتی از جنگل نداریم. درختهایی که باید استفاده کنیم به این ترتیب از بین میروند و دیگر نمیتوان به موقع از آنها استفاده کرد.