ژوئن 8, 2016
35674

برنامه «هفت» را تعطیل کنید/ این اعتراض‌ها طبیعی نیست

‌‌‌‌‌ندای گیلان: دوهفته از آخرین برنامه هفت میگذرد و قاعده معمول برنامههای جذاب یا حتی پرحاشیه تلویزیون آن است که در ساعات اولیه در کانالها ایجاد موج میکند و اگر موضوع دندانگیری باشد تا چند روز در خبرگزاریها و مطبوعات به موضوع پرداخته میشود و آخرین اتفاق قبل از برنامه هفت ماجرای فرزاد حسنی با […]

‌‌‌‌‌ندای گیلان: دوهفته از آخرین برنامه هفت میگذرد و قاعده معمول برنامههای جذاب یا حتی پرحاشیه تلویزیون آن است که در ساعات اولیه در کانالها ایجاد موج میکند و اگر موضوع دندانگیری باشد تا چند روز در خبرگزاریها و مطبوعات به موضوع پرداخته میشود و آخرین اتفاق قبل از برنامه هفت ماجرای فرزاد حسنی با آقا هوشنگ مخاطب برنامه که بعدا همکار آقای مجری شد، بود.اما ماجرای هفت با همه حاشیههای تلویزیون در سالهای اخیر کمی متفاوت است، هر روز که سری به کیوسک مطبوعات میزنی یا خبرگزاریها و سایتها را نگاه میکنی درباره این برنامه کسی یا جریانی سخن گفته است و انگار قرار نیست حاشیه عبارت دیاثت فرهنگی مسعود فراستی تمام شود. کمی به عقبتر که رجوع میکنی یادت میافتد که این اولینبار نبوده که فراستی از عبارتی خاص استفاده کرده است و در هفت جیرانی نیز عبارتی شاذ نسبت به کیمیایی باعث حاشیههایی شد اما اینبار ظاهرا فرق میکند.وقتی همچنان یک عبارت میتواند دوهفته بعد تیتر یک روزنامه سیاسی باشد یعنی موضوع دیگر فراستی نیست بلکه برنامه هفت با ساختار فعلی است و آنها با فراستی و … مشکلی ندارند بلکه با نگاه جدید این برنامه در یک راستا قرار ندارند و تیتر ها و مطالب منتشر شده نماد ادب و اشراف آنها بر سینما نیست بلکه در پی حذف یک جریان دیگر بجز خودشان هستند و جالب اینجاست که آنها با وجود برنامه نقدسینما در شبکه ۴ و برنامه دیگری در شبکه آموزش از تلویزیون سهم دارند اما نمی توانند خود را راضی کنند جریان دیگری نیز در رسانهملی حضور داشته باشد.جریان مخالف هفت البته کار سختی دارد چرا که هم مجبور است به برنامه های مطبوع خود خدمات ویژهای ارائه دهد و از آن سو مجبورند از ابتدای برنامه هفت افخمی و فراستی را تحمل کنند تا بتوانند گاف یا مطلبی که قابلیت حاشیه شدن را داشته باشد پیدا کنند و چند روزی در رسانههای خود موج سواری کنند.بهتر که نگاه میکنی متوجه میشوی این جماعت با با فراستی و افخمی هم مشکلی ندارند و بارها و بارها در محافل مختلف مراودات و مناسبات کاری و دوستانهای داشتهاند. پس چرا امروز برای دوستانشان شمشیر از رو کشیدهاند؟جریان روشنفکری حاکم بر سینما در سالیان گذشته قواعد خاصی برای سینما قرار داده که اگر آن قواعد را بپذیری اجازه حیات داری و اگر نه حتی اگر یکی از آنها باشی هم حذف خواهی شد. آنها که در این دوهفته و اندی آتش توپخانه خود را به روی هفتگشودهاند و داعیهدار فرهنگ و ادب شدهاند اگر سری به کانالها و صفحات اینستاگرامشان بزنی از نحوه برخوردهایی سینمایی و غیر سینماییشان با دیگران حیرت میکنی و بهتر متوجه میشوی که مشکل آنها عبارت دیاثت فرهنگی نیست بلکه مسئله اصلی آنها موضوعات مطرح شده در برنامه است که روند حرکت و سیاستگزاری آنها در سینما را ممکن است برای مدتی کند و آهسته کند.این جریان وقتی تهیه کنندهای میخواهد درباره فساد اخلاقی در سینما فیلم بسازد او را از این کار پشیمان میکنند و شخصیت بازیگر را به خواننده تغییر میدهند اما براحتی بر علیه احکام اسلامی مانند قصاص و اصول و معارف دین فیلم میسازند و برای فیلمهایی چون ۵۰ کیلو آلبالو فرش قرمز پهن میکنند.حالا مسئولان تلویزیون باید تصمیم بگیرند که براساس مانیفست انقلاب اسلامی در حوزه هنر و مطالبات رهبری از هفت مطالبه کنند و یا آنکه در مقابل شانتاژهای رسانهای این جریان عقب نشینی کنند که اگر بنا بر میانهداری است این هفت را تعطیل کنید.یادداشت: محمدرضا نوریانیانتهای پیام/ج