موضوع «رجل سیاسی» امروز در شورای نگهبان بررسی میشود؛ ٩ ماه بعد از اینکه اعلام شد شورای نگهبان در دعوتی از همه استادان دانشگاه، حوزههای علمیه، حقوقدانان، صاحبنظران و اندیشمندان علوم سیاسی، خواهش کرده است نظرات خود را درباره مفهوم «رجل سیاسی ـ مذهبی و مدیر و مدبربودن» به صورت کار علمی و پژوهشی برای شورای نگهبان ارسال کنند. همان زمان، روابطعمومی شورا اطلاعیهای رسمی همراه با ایمیل و تلفن صادر کرد تا امکان دریافت نظرات صاحبنظران فراهم شود. دستور کار امروز شورای نگهبان گویا به بررسی همین دادههای ارسالی اختصاص یافته است؛ دادههایی که گویا از سوی پژوهشکده شورای نگهبان بررسی و جمعبندی شدهاند. آبان سال گذشته، عباسعلی کدخدایی اعلام کرد در راستای جزء ۵ بند ١٠ سیاستهای کلی انتخابات ابلاغی از سوی رهبری، تعریف «رجل سیاسی- مذهبی و مدیر و مدبر» در دستور کار این شورا قرار گرفته است؛ اما نوبت بررسی به تعویق افتاد تا امروز. بسیاری منتظر بودند تا تکلیف این عبارت پیش از انتخابات ریاستجمهوری مشخص شود، شاید زنان هم مشمول تعریف رجل سیاسی شوند و از امکان انتخابشدن بهرهمند؛ اما هر بار عباسعلی کدخدایی پاسخ میداد شورای نگهبان هنوز ورودی به بررسی تعریف رجل سیاسی نداشته است. او بالاخره روز گذشته در کانال تلگرامی خود نوشت دستور جلسه امروز شورای نگهبان، به بررسی جزء ۵ بند ۱۰ سیاستهای کلی انتخابات درباره رجل مذهبی – سیاسی و مدیر و مدبربودن اختصاص دارد.
۴ دهه مناقشه
مهمترین موضوع مناقشهبرانگیز در تعریف واژه رجل سیاسی، به زنان بازمیگردد. تفسیر فعلی شورای نگهبان این است که زنان مشمول عنوان رجل سیاسی نیستند. این در حالی است که در مقابل، بسیاری هم مخالف این نظر شورای نگهباناند و معتقدند استفاده از کلمه رجل در قانون، به معنای مرد نیست؛ بلکه عنوانی خاص در توصیف واجدان سیاسی است. مراجعه به متن مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی و استناد به گفتههای برخی از اعضای آن مجلس، نشان میدهد این واژه با معنای دوپهلو، با تلاش شهید بهشتی و به عمد، بهجای واژه «مرد» در متن قانون اساسی گنجانده شد. در همان زمان هم بسیاری مخالف رئیسجمهورشدن زنان بودند؛ چراکه به نظر میرسید زنان واجد یا حائز شرایط ریاستجمهوری وجود ندارند؛ اما شهید بهشتی با تصور اینکه بالاخره روزی در کشور زنانی حائز این شرایط خواهند شد، پیشنهاد کرد واژه «رجل» جایگزین واژه «مرد» شود تا جلوی مخالفتهای احتمالی در آن روزگار گرفته شود. ماجرای دیگر در تعریف بخش دوم عبارت رجل سیاسی، به مدیر و مدبربودن بازمیگردد. به عنوان نمونه، بعد از ماجراهایی که بر دولت نهم و دهم رفت، بسیاری سخن از این راندند که محمود احمدینژاد به هیچ عنوان رجل سیاسی نبوده است. در اصل ١١۵ قانون اساسی آمده است: رئیسجمهوری باید مدیر و مدبر باشد. در شرایط فعلی، تشخیص مصداق «رجل سیاسی» و «مدیر و مدبر»بودن بر عهده ١٢ عضو شورای نگهبان است و ضوابط و شاخصهای مدونی برای شناسایی مدیر و مدبربودن افراد وجود ندارد.
آبان ٩۵، کدخدایی گفته بود شورای نگهبان برای تعریف واژه «رجل سیاسی- مذهبی» برای انتخابات ریاستجمهوری و جلوگیری از مناقشه، بحثهایی مقدماتی در دو، سه نوبت در شورا داشته است.کدخدایی گفته بود: « این مسئله با درنظرگرفتن نظرات همه کارشناسان، بررسی خواهد شد. هماکنون نیز در مرکز تحقیقات شورای نگهبان، این کار شروع شده؛ اما منتظریم نظرات کارشناسان و مردم عزیزمان را زودتر دریافت کنیم». او همان زمان در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا تعریف و جمعبندی این واژه به انتخابات ریاستجمهوری ٩۶ میرسد یا خیر، گفته بود: «فعلا نمیتوانیم در این رابطه پیشبینی کنیم و باید صبر کنیم تا نظرات دریافت شود». درحالیکه ٢٣ بهمن ٩۵، سخنگوی شورای نگهبان گفته بود نتیجه پژوهشهای صورتگرفته در پژوهشکده شورای نگهبان درباره مفهوم «رجل سیاسی و مدیر و مدبر»، این هفته در صحن شورای نگهبان بررسی میشود؛ اما همچنان تا انتخابات ریاستجمهوری سال ٩۶، خبری از نتایج این بررسی نشد. انتخابات ریاستجمهوری ٩۶ هم برگزار شد و شورای نگهبان همچنان اظهارنظر جدیدی درباره «رجل سیاسی» و «مدیر و مدبر»بودن ارائه نکرد. بااینحال، تا انتخابات ریاستجمهوری ١۴٠٠ قطعا مشخص شده است که زنان رجل سیاسی هستند یا نه و مدیر و مدبر کیست.
