برچسب: سعدی
2 مطلببا کسی حال توان گفت که حالی دارد
آن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی دارد درد دل پیش که گویم که به جز باد صباکس ندانم که در آن کوی مجالی دارد دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راهتشنه میمیرد...
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
قیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی این همه جلوه طاووس و خرامیدن اوبار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتمدیده بردوز...