میانجیگری مرگبار
میثم در این باره میگوید: در خیابان متوجه دعوای مرد همسایه شدم. برای میانجیگری رفتم که خودم هم ناخواسته وارد ماجرا شدم. نتوانستم خشم خود را کنترل کنم و مرد غریبه را به قتل رساندم و زندگیام را نابود کردم. حکم قصاص گرفتم. در این سالها در زندان میان برزخ مرگ و زندگی بلاتکلیف مانده […]
میثم در این باره میگوید: در خیابان متوجه دعوای مرد همسایه شدم. برای میانجیگری رفتم که خودم هم ناخواسته وارد ماجرا شدم. نتوانستم خشم خود را کنترل کنم و مرد غریبه را به قتل رساندم و زندگیام را نابود کردم. حکم قصاص گرفتم. در این سالها در زندان میان برزخ مرگ و زندگی بلاتکلیف مانده بودم.
وی افزود: همیشه خواب قصاص و چوبه دار را میدیدم. با تلاش مسئولان اجرای احکام، سرانجام خانواده مقتول رضایت دادند وجهالمصالحه بگیرند. این پول با کمک خانواده و خیرین جور شد و توانستم آن را پرداخت کنم و بعد از ۹ سال از مجازات قصاص رها شوم.
بخشش به خاطر فرزندان
شهروز مرد میانسالی است که به اتهام قتل همسرش از هفت سال قبل در زندان بهسر میبرد. او یکبار تا پای چوبه دار رفته بود و قرار بود دوباره پای چوبه دار برود که توانست رضایت خانواده همسر و دو فرزند نوجوانش را بگیرد و از قصاص رها شود. او در این باره میگوید: این ماجرای تلخ به هفت سال قبل باز میگردد. دخالتهای بیمورد خانوادهاش در زندگی ما باعث شد همسرم اخلاق و رفتارش کمکم عوض شود و بنای ناسازگاری بگذارد و دامنه اختلافات و درگیریهایمان ادامه یافت. آخر هم آنچه نباید میشد، میشد. یک شب با هم درگیر شدیم و او را کشتم. صحنه قتل هنوز مقابل چشمانم است و بعد از این هفت سال هنوز از ذهنم بیرون نرفته.
وی افزود: میترسیدم یک روز که از خواب بیدار میشوم قصاص شوم و دیگر بچههایم را نبینم. این کابوس همیشگی من بود. چند سال قبل یکبار پای چوبه دار رفتم و قرار بود حکم اجرا شود که خانواده همسرم در زندان حاضر نشدند و حکم قصاصم متوقف شد. فهمیدم به اجرای احکام آمدهاند و سه ماه به من مهلت دادهاند. قرار بود دوباره پای چوبه دار بروم که بهخاطر دو پسرم مرا بخشیدند و وجهالمصالحه پرداختم. حتی در زندان سکته کردم و حال و روز خوبی نداشتم. خوشحالم که آزاد میشوم و نزد دو پسرم میروم.
قتل همکار به خاطر طلب
احسان مرد ۳۹ سالهای است که به اتهام قتل همکارش در زندان بهسر میبرد و زیر حکم قصاص بود. او در مورد روز حادثه میگوید: من و مقتول نگهبان بودیم و در یک ساختمان کار میکردیم. مدتی قبل از جنایت او از من پولی قرض گرفت، اما زمان تحویل آن گذشت و دیگر طلبم را نپرداخت. سر همین موضوع با هم دعوایمان شد و با چاقو او را به قتل رساندم. دستگیر شدم و بعد از محاکمه حکم قصاص گرفتم. یکبار تا پای چوبه دار رفتم و مرگ را با چشمانم دیدم. سرانجام بعد از چهار سال و ۹ ماه که زیر حکم قصاص بودم پسر مقتول رضایت داد و وجهالمصالحه پرداختم. خوشحالم که سرانجام بخشیده شدم و نزد خانوادهام باز میگردم.
دیدگاهتان را بنویسید