دام تعلیقِ جنگ و محاصره طولانی، از ایران کشوری منزوی و ضعیف می سازد
روزنامه اطلاعات نوشت: یک ایران ضعیف و منزوی، از یک ایران تجزیه شده یا آشوب گرفته، طعمهای راحتتر برای این دشمنان ددمنش است. باید به هر ترتیب از این مخاطره جلوگیری کرد. به گزارش عصر ایران، مسعود رضوی در یادداشتی با عنوان”خطر تعلیق” در روزنامه اطلاعات نوشت: از تعلیق ایران در محاصره آمریکا و جنگ […]
روزنامه اطلاعات نوشت: یک ایران ضعیف و منزوی، از یک ایران تجزیه شده یا آشوب گرفته، طعمهای راحتتر برای این دشمنان ددمنش است. باید به هر ترتیب از این مخاطره جلوگیری کرد.
به گزارش عصر ایران، مسعود رضوی در یادداشتی با عنوان”خطر تعلیق” در روزنامه اطلاعات نوشت: از تعلیق ایران در محاصره آمریکا و جنگ در سیکلِ زمانی نامشخص در دریا و زمین، و نیز حملات موشکی و پهبادی ایران به برخی کشورهای همسایه که دارای پایگاههای مستقر و فعال راداری یا نظامی یا لجستیکِ آمریکاییاند، نوعی سوءاستفاده خطرناک در غرب خاورمیانه صورت میگیرد.
– هدف آمریکا در ایران، تباهی زیرسازههای اقتصاد و پیوندهای جمعی و معیشتی، برای به وجود آوردن بحران فقر و نارضایتی گسترده است.
– آرزوهای دشمن بر باد باد! اما حکم خرد و تجربه آن است که: دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد. خاصه دشمنی که هر گام را با تحلیل دقیق و همراه با متحدان بسیار و امکانات فراوان همراه میکند و ظاهراً برنامه ای بزرگ و وسیع برای خاورمیانه و ایران در سر دارد.
– با چنین دشمنی، هم باید جنگید و هم سیاست و چاره کرد. اتهامات و هیاهوی غوغاگران اصلاً اهمیت ندارد. سرنوشت کشور و آینده نسلهای بعد در این سرزمین مهم است.
– نباید در دام تعلیق و در حالت نه جنگ و نه صلح، یا جنگ نامتعارف و محاصره طولانی بیفتیم. آمریکا و رژیم صهیون میدانند ایران تاب خواهد آورد، اما براساس محاسباتِ آنها، در یک درگیری طولانی، بذر کینههای میان همسایگان علیه ایران رشد خواهد کرد و اقتصاد ایران نیز به نهایت ضعف و فتور نزول خواهد کرد.
– یک ایران ضعیف و منزوی، از یک ایران تجزیه شده یا آشوب گرفته، طعمهای راحتتر برای این دشمنان ددمنش است. باید به هر ترتیب از این مخاطره جلوگیری کرد.
– دولتمردان و دیپلماتها را باید همچون فرمانده و رزمنده دانست و تکریم کرد. حق نیست که هر فرقهای مطابق پردازش منافع سیاسی یا گروهی یا اقتصادی یا اعتباریِ خود با نام و احترام کشور بازی کند.
متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.
سید مسعود رضوی
روزنامه اطلاعات
خطر تعلیق
وضع جنگ و محاصره و محدودیتهای اقتصادی و مشکلات مملکت را همه میدانیم و بزرگان بهتر از امثال بنده واقفند. با این حال یادآوری برخی نکات که درس تاریخ و حکم خرد و تجربه است، همواره لازم بوده و بیان آن، تذکّرِ سودمند و سنّتِ دیرینِ روزنامه اطلاعات است. اکنون در دو جبهه جنوب ایران و جنوب لبنان، دو نیروی تجاوزگر امپریالیسم آمریکا و صهیون اسرائیلی مشغول توطئه و جنگ برای اهدافیاند که بخش بزرگی از آن توطئه و توحش روشن شده است.
رژیم راستگرا و جنگطلب تلآویو به رهبری بنیامین نتانیاهو، در دو جانب لبنان و سوریه، با حمایت آمریکا و شرکای اروپایی و منطقهای، تا بدانجا پیش رفته که از یک سو نیروهای ترکیه را به کلی از سوریه بیرون کرده و آنها را خلع ید نموده است و از سوی دیگر به زودی دامنه تسلط خود را، به بیروت و استراتژیکترین جادههای لبنان مشرف خواهد ساخت. این وضعیت یک زنگ خطر جدی برای لبنان، منطقه، به ویژه ایران به صدا درخواهد آورد. در فلسطین نیز علاوه بر غزّه، شهرک نشینان افراطی اسرائیل با نفوذ به رامالله و مناطق تحت حفاظت کرانه باختری نیز نوعی جنگ اعلام نشده و نژادپرستانه را آغاز کردهاند. در غزه هم ارتش اسرائیل در حال انسان زدایی و نسل کشی به وسیله کشتار سازمان یافته و ادامه گرسنگی است.
به این ترتیب، از تعلیق ایران در محاصره آمریکا و جنگ در سیکلِ زمانی نامشخص در دریا و زمین، و نیز حملات موشکی و پهبادی ایران به برخی کشورهای همسایه که دارای پایگاههای مستقر و فعال راداری یا نظامی یا لجستیکِ آمریکاییاند، نوعی سوءاستفاده خطرناک در غرب خاورمیانه صورت میگیرد. هدف آمریکا در ایران، تباهی زیرسازههای اقتصاد و پیوندهای جمعی و معیشتی، برای به وجود آوردن بحران فقر و نارضایتی گسترده است.
آرزوهای دشمن بر باد باد! اما حکم خرد و تجربه آن است که: دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد. خاصه دشمنی که هر گام را با تحلیل دقیق و همراه با متحدان بسیار و امکانات فراوان همراه میکند و ظاهراً برنامه ای بزرگ و وسیع برای خاورمیانه و ایران در سر دارد. با چنین دشمنی، هم باید جنگید و هم سیاست و چاره کرد. اتهامات و هیاهوی غوغاگران اصلاً اهمیت ندارد. سرنوشت کشور و آینده نسلهای بعد در این سرزمین مهم است.
در نبردهای دو سال اخیر، افسران دلیر و ملت بزرگ ایران مقاومتی جانانه و حماسی کردند و جهان را انگشت به دهان و حیرت زده ساختند. آن پیروزیها، حاصل شهادت رهبری و فرماندهان و سیاست مردان و دانشمندان بود و دلاوری جنگاوران و شهسواران ما، که همراه با ملت ایران، در مقابل چشم جهانیان سربلند شدند. لطف خدا به ایران بود. اینک باید لوای پیروزی را برافراشته نگاه داشت و با خرد و تجربه و سیاست، از دستاوردهای آن محافظت کرد.
نباید در دام تعلیق و در حالت نه جنگ و نه صلح، یا جنگ نامتعارف و محاصره طولانی بیفتیم. آمریکا و رژیم صهیون میدانند ایران تاب خواهد آورد، اما براساس محاسباتِ آنها، در یک درگیری طولانی، بذر کینههای میان همسایگان علیه ایران رشد خواهد کرد و اقتصاد ایران نیز به نهایت ضعف و فتور نزول خواهد کرد. یک ایران ضعیف و منزوی، از یک ایران تجزیه شده یا آشوب گرفته، طعمهای راحتتر برای این دشمنان ددمنش است. باید به هر ترتیب از این مخاطره جلوگیری کرد.
سوکمندانه که از اندیشه راهبردی و تحلیل اوضاع ناتواناند، هر تحرک سیاسی را با شعارهای تند و انحرافی عقیم میکنند. اخیراً به دکتر قالیباف و هواداران دیپلماسی دوباره با کلمات زشت اهانت میکنند. دولت و مسعود پزشکیان را ناسزا میگویند و نسخههای غریب میپیچند برای اقتصاد و جنگ و برون رفت از این شرایط سخت و تاریخی، که قطعاً بزرگترین بحران وطن در یک سده اخیر است. باید دست دیپلماسی و فرمانده باز باشد و هردو با یک استراتژی و فرمان واحد عمل کنند تا دشمن نتواند به هدف برسد و ما به اهداف خود نایل آییم.
دولتمردان و دیپلماتها را باید همچون فرمانده و رزمنده دانست و تکریم کرد. حق نیست که هر فرقهای مطابق پردازش منافع سیاسی یا گروهی یا اقتصادی یا اعتباریِ خود با نام و احترام کشور بازی کند. برای نمونه؛ با این که در شرایط محاصره و جنگ، روابط نسبی و مناسبی با پکن داشتهایم اما اخیراً این ادعا از جانب منتقدان دولت مطرح شده که: چرا مسائل اقتصادی و مالیه را با یک قرار و مدار قطعی با دولت چین حل نکردید؟
تنها کسی این حرفها را میزند که از کل نظام بینالملل، تنها اسم کشورها را در اخبار شنیده باشد. احتمالاً حتی نقشه جهان را هم ندیده و از پیچیدگی معادلات ژئوپولیتیک و اکونومیک به کلی بیخبر و بلکه تعطیل است. یعنی دولت ایران و نماینده ویژه در امور چین چرا نمیروند یک قرارداد قطعی ببندند و یکباره قال قضیه را بکنند و کار آمریکاییها را تمام کنند!؟ به یاد طرحهای اقتصادی دوران ریاست جمهوریِ آن اعجوبه دوران، نظیر کارگاههای زیرپلهای و انرژی هستهای در آشپزخانه افتادم. کسی نیست به حضرات بگوید سنگ نزنید، برنامه دادن پیشکش.
به فرموده استاد فردوسی:
چنین است و کاری بزرگست پیش
همه سیر گردد دل از جان خویش
همه بودنی ها ببینم همی
وزان خامُشی برگزینم همی
دیدگاهتان را بنویسید